کاربرد روش فرکتال در تحلیل داده های ژئوفیزیکی- ژئوشیمیایی کانسار سرب و روی تکیه (جنوب شرقی اراک)
نویسندگان
1 پیام نور
doi
10.22067/econg.v8i2.42454چکیده
کانسار تکیه در جنوب شرقی اراک متعلق به زون ساختاری سنندج- سیرجان در پهنه فلززایی ملایر- اصفهان است که در امتداد گسلهای وارونه و چینخوردگیهای منسوب به تاقدیس ویشان- تکیه از توان کانهزایی خوبی برخوردار است. پیدایش سرب و روی این منطقه مرهون فعالیت پساآتشفشانی آلپ است که در نزدیکی سازندهای کربناتی کرتاسه، به دو شکل همزاد و دیرزاد تشکیل شده است. در این پژوهش، از دو روش آمار کلاسیک و فرکتال، بهترتیب برای دستیابی به الگوی توزیع خطی و غیرخطی عناصر هدف استفاده شده است تا ارزیابی دقیقی از وضعیت بی هنجاریهای منطقه بهدست آید. در روش کلاسیک، از شاخصهای مرکزی و پراکندگی برای تعیین همبستگی داده ها استفاده شده است؛ اما در روش فرکتال، معیار توزیع بیهنجاریها بر اساس تغییر بعد اجزای متناظر بوده و با افزایش همبستگی دادهها همراه است. هر دو روش، امکان ارزیابی رابطه مکانی سرب و روی را با تغییرات ژئوالکتریک کانسار تکیه فراهم کردهاند؛ ولی روش فرکتال با استناد بر ویژگیهای خودتشابهی کمیتها، به شاخص همبستگی معتبری دست یافته است که با شواهد کانیشناختی این منطقه مطابقت دارد. بدینترتیب احتمال غنیشدگی سرب در واحدهای دگرسانی غرب تکیه، بیشتر از شرق آن است؛ اما وضعیت ژئوشیمیایی روی در واحدهای دگرسانی شرقی تکیه امیدوار کنندهتر از غرب آن است.