بازتاب کهن‌الگوهای نظریۀ یونگ در کتاب «من زنده‌ام»

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل

2 دانش ‌آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل

doi
10.22059/jlcr.2018.66408
چکیده

کتابِ من زنده‌ام از آثار پیشگام حوزۀ نشر خاطرات خودنگاشت زنان در دوران اسارت است. شناخت روان‌شناسانۀ ابعاد مختلف کیفیات روحی زنان رزمنده در دوران اسارت، برای افزایش روحیۀ پایداری و استقامت و نیز الگوگیری از این شیرزنان ضروری است. پژوهش حاضر بر آن است تا با روش تحلیلی ـ توصیفی به روان‌شناسی تحلیلی این اثر بپردازد. هدف این جستار، بررسی و شناخت کهن‌الگوهای نظریۀ یونگ در این روایت است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که هر یک از شخصیت‌های موجود در روایت، منعکس‌کنندۀ یکی از کهن‌الگوهای نظریۀ یونگ است. کهن‌الگوی مادر اعظم در این روایت، شامل دو مصداق «مادر» و «وطن» است. مصداق کهن‌الگوی شخصیت «پیر خردمند» یا «پیرمرد دانا» در این اثر، «امام خمینی(ره)» است که رهبر و راهنمای معصومه بوده، باعث تحول فکری او شده‌است. در این روایت، کهن‌الگوی آنیمای مثبت، شخصیت «سید صفر صالحی» را به کنش‌های مختلف برانگیخته‌است. آنیمای مثبتی که معصومه در دل سید صفر صالحی افکنده، او را مبدل به فردی مصمم کرده‌است که تکامل و جاودانگی خود را با وجود معصومه و زندگی در کنار او می‌داند. از سوی دیگر، به دلیل حضور مؤثر یک بانو در فعالیت‌های مردانه با تجلی و ظهور آنیموس در روان معصومه آباد مواجه هستیم. بر این اساس، قهرمان این روایت، زنی آزاده و قدرتمند است که هم‌پای مردان به مبارزه می‌پردازد و در فراز و نشیب انقلاب به عنوان یک عامل اثرگذار ظاهر می‌شود وآنیموس تقویت‌شدۀ او در دوران اسارت، قوی‌ترین چهره‌ای را به نمایش می‌گذارد که زنی در عصر او می‌توانست داشته باشد.