ماهیت و مشروعیت دولت درفلسفه سیاسی علامه طباطبایی

نویسندگان

1 استادیار علوم سیاسی دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، تهران

doi
10.30497/pkn.2026.245808.3136
چکیده

فلسفه سیاسی به‌ماهیت مسائل سیاست و خاصتاً موضوع دولت می‌پردازند. علامه طباطبایی نیز در آثار مختلف خود موضوع دولت را مورد پژوهش و تحقیق فلسفی قرار داده و درحیطه فلسفه سیاسی نظریه‌پردازی کرده است. این مقاله درصدد است تا بااستفاده از روش تفسیر روشی متن‌محور، ضمن ارائه بنیادهای نظری پردازش ماهیت دولت و مشروعیت آن در فلسفه سیاسی علامه طباطبایی، این مسأله را مورد ردازش و تدقیق قرار دهد. به‌این‌منظور ابتدا ادراکات اعتباری به‌عنوان پایه‌ای برای طرح مسأله ماهیت دولت مورد پردازش قرار گرفته و سپس ماهیت دولت، درچارچوب همان نظریه و مبتنی برسامان انسان‌شناختی سه‌گانه استخدام، جامعه و دولت و با هدف نیل به‌غایت عدالت پردازش می‌شود. همچنین درادامه بااشاره به‌انواع مختلف دولت‌های نامشروع و مشروع در فلسفه سیاسی ایشان، دولت‌های نامشروع مورد نقد قرار می‌گیرند. در انتها نیز دولت دینی به‌عنوان یگانه دولتی که مبتنی‌بر نظریه ادراکات اعتباری، دارای مشخصه اصلی «نیل به‌سعادت»، «رافع جامع احتیاجات وجودی انسانی برمبنای تعیین حاکم توسط مردم درچارچوب قوانین الهی»، «طالب غایت عدالت» «و دارای نظام ارزش‌گذاری استخدام‌طلبی دوطرفه ممدوح به‌منظور نیل به سعادت درپرتو عبودیت» است، به‌عنوان دولت مشروع معرفی می‌شود.