تحلیل فرآیند ورود ایدۀ ملی شدن صنعت نفت ایران به دستور کار، بر اساس نظریه جریانات چندگانۀ کینگدان
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد سیاستگذاری عمومی، گروه سیاستگذاری عمومی و اقتصاد سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران
2 استادیار سیاستگذاری عمومی، گروه سیاستگذاری عمومی و اقتصاد سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران
doi
10.30497/pkn.2026.247047.3211چکیده
نفت به عنوان منبعی استراتژیک، نقش محوری در قدرت اقتصادی و سیاسی کشورها ایفا میکند. ملی شدن صنعت نفت ایران در دهه 1950 میلادی، یکی از تحولات برجسته سیاسی و اقتصادی آن دوره است. هدف این تحقیق بررسی چگونگی ورود ایدۀ قانون ملی شدن صنعت نفت ایران به دستور کار و تحلیل عوامل مؤثر بر این فرآیند با استفاده از چارچوب نظری جریانات چندگانه کینگدان است. تحقیق با استفاده از تحلیل کیفی و روش مطالعه موردی انجام شده است. فرضیه تحقیق این است که پیوست جریانات مشکل، سیاسی و سیاتی منجر به ملی شدن صنعت نفت ایران گردیده است. نتایج تحقیق نشان میدهند که تلاقی سه جریان کلیدی یعنی جریان مشکل (مانند بهرهبرداری ناعادلانه از منابع نفتی)، جریان سیاسی (مانند نقش جبهه ملی) و جریان سیاستی (که مراحل ارائه راهحل و تصویب قانون را شامل میشود) و همچنین نقش میانجیگری کارآفرینان سیاستی از جمله محمد مصدق، منجر به تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت شد. این مطالعه بر اهمیت کاربرد نظریه کینگدان در تحلیل فرآیندهای پیچیده سیاستگذاری و تغییرات سیاستی در بستر تحولات تاریخی تأکید میکند و به درک بهتر تعاملات بین جریانات مختلف کمک میکند.