بازاندیشی انتقادی در ادبیات هویت سیاسی
نویسندگان
1 دکتری علوم سیاسی. دانشگاه تهران
2 دانشیار علوم سیاسی. دانشگاه تهران
doi
10.30497/pkn.2026.248775.3296چکیده
هویت سیاسی مفهومی چند سطحی است که در تلاقی میان ساختارهای اجتماعی، نظامهای معنایی و تجربهی زیستهی کنشگران اجتماعی شکل میگیرد. ادبیات نظری موجود، عمدتاً در قالب سه رهیافت ذاتگرایی، نهادگرایی و گفتمان محوری به تحلیل این پدیده پرداخته است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که آیا چارچوبهای مسلط نظری توانایی تبیین جامع و غیرتقلیلگرایانهای از پویاییهای معاصر هویت سیاسی دارند یا خیر؟ این مطالعه به روش توصیفی– تحلیلی و با اتکا به رویکردی مفهومی در چارچوب جامعه شناسی سیاسی انتقادی سامان یافته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که رهیافت ذاتگرایانه با مفروض گرفتن ثبات هویتی، نسبت به شرایط تغییرپذیر کنشگری سیاسی ناتوان باقی میماند. رهیافت نهادگرا نیز با تمرکز صرف بر فرآیندهای جامعهپذیری، ساحت مقاومت و امکان بازتعریف هویت را نادیده میگیرد. رهیافت گفتمان محور هم علیرغم تمرکز بر ابعاد زبانی و معنایی، بدون پیوند با لایههای اجتماعی و عاطفی، به سطحینگری نظری منتهی میشود. بر پایهی این تحلیل، مقاله بر ضرورت گذار از چارچوبهای تک ساحتی و ضرورت ارائهی الگویی چندسطحی برای فهم پیچیدگیهای هویت سیاسی تأکید میورزد. الگوی پیشنهادی بر هم نشینی مفاهیم ساختار، عاملیت، گفتمان، عاطفه و تجربهی زیسته مبتنی است. بدین ترتیب، پژوهش حاضر به تقویت مبانی نظری جامعهشناسی سیاسی در تحلیل پدیدهی هویت یاری میرساند.