بازخوانی راهبرد دیپلماسی اقتصادی ایران پسا جنگ ۱۲ روزه؛ تأکید بر ظرفیتهای بریکس
نویسندگان
1 استادیار روابط بینالملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی رحمتاللهعلیه، قزوین
doi
10.30497/pkn.2026.248865.3299چکیده
در پی جنگ ۱۲ روزه ایران-رژیم صهیونیستی، ضرورت بازنگری در ابزارهای قدرت جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی نمایان شد. مقاله با طرح این پرسش که «دیپلماسی اقتصادی ایران چگونه باید در چارچوب راهبرد سیاست خارجی پساجنگ و با توجه به نقش فزاینده گروه بریکس بازتعریف شود؟»، به بررسی این فرضیه پرداخته که «دیپلماسی اقتصادی، با اتکا بر قدرت نرم، تدوین راهبرد ملی برای تعامل با بریکس، تمرکز بر مزیتهای ژئواکونومیک و ایجاد نهاد هماهنگکننده میاندستگاهی، میتواند نقش مؤثری در تقویت موقعیت بینالمللی ایران، کاهش آسیبپذیری تحریمی و توسعه همکاریهای چندجانبه ایفا کند.«پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و بهرهگیری از تحلیل کیفی مضمونمحور با اتکا به اسناد سیاستگذاری (از جمله برنامه هفتم پیشرفت) و منابع داخلی و بینالمللی صورت گرفته و الگویی سهبعدی (ساختاری، محتوایی و اجرایی) برای دیپلماسی اقتصادی ایران ارائه میدهد. یافتهها: عضویت فعال در بریکس فرصتهایی مانند تجارت غیردلاری، سرمایهگذاری و کاهش تحریمها فراهم میسازد. نتیجهگیری: با درنظرداشت رفع چالشهایی مانند نبود راهبرد منسجم و ضعف زیرساختها، ضروری است که بازطراحی سیاست خارجی با تمرکز بر چندجانبهگرایی، قدرت نرم اقتصادی و تعامل با نهادهای نوظهور مانند بریکس صورت پذیرد تا بتوان ضمن ارتقای تابآوری داخلی، نقشی فعال در نظم ژئواکونومیک منطقهای و جهانی ایفا نمود.