بررسی نقش نهادهای بهره‌کش و چرخه رذیلت در ناکامی توسعه ایران در دوره پهلوی دوم

نویسندگان

1 دکترای تخصصی گرایش مسائل ایران از دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد

2 دکترای تخصصی گرایش اندیشه سیاسی از دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد

3 کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، گیلان

doi
10.30497/pkn.2026.247450.3230
چکیده

در زمان پهلوی دوم، باوجود تجربه کوتاهی از رشد اقتصادی با بهره گیری از اجرای برنامه‌های عمرانی توسعه،کشور به‌جای حرکت به‌سوی چرخه‌های تکاملی توسعه به‌سمت چرخه‌های رذیلت و بهره‌کش حرکت کرد. برای واکاوی ناکامی در دست‌یابی به توسعه متوازن عوامل خارجی و وابستگی‌های اقتصادی به خارج به‌عنوان اصلی‌ترین مانع و عامل ناتمام ماندن برنامه‌های توسعه ایــن دوران برجسته شده و از همین رو از عوامل داخلی که در بطن سیاست‌ها و روش‌های حاکم وجود داشت غفلت شده است. هدف پژوهش حاضر نگاه متفاوت به مبحث توسعه با بهره‌گیری از دو مفهوم نهادهای بهره‌کش و چرخه رذیلت از دارون عجم اوغلو و جیمز رابینسون به دلایل و عوامل درون‌زایی است که فرآیند توسعه را با اخلال همراه کرده و نارضایتی عمومی را از دولت پهلوی دوم ایجاد کرد. ازاین‌رو، پرسش اصلی مقاله ایــن اسـت:چگونه برنامه‌های توسعه دوره پهلوی دوم از خلق نهادهای بهره‌کش یا نهادهای فراگیر پشتیبانی می‌کنند و چه نسبتی با چرخه رذیلت و چرخه فضیلت دارند؟ در این دوران گام‌هایی در مسیر توسعه برداشته شد اما این فرآیند تحت تأثیر شکل‌گیری نهادهای بهره‌کش و چرخه رذیلت با اختلال روبه‌رو شد و به نارضایتی جامعه منتهی شد.