بررسی ارتباط ساختاری ـ زایشی کانی سازی مس در مناطق خضرآباد و شهر بابک: با استفاده از آنالیزهای Fry و Fractal
نویسندگان
1 شهید چمران اهواز
2 بیرجند
3 شهید چمران اهواز
4 شهید چمران اهواز
5 شهید چمران اهواز
doi
10.22067/econg.v7i2.42848چکیده
مناطق کانه دار خضرآباد و شهربابک به ترتیب واقع در استانهای یزد و کرمان، در کمربند آتشفشانی ـ نفوذی ایران می باشند که دارای پتانسیل کانهزایی مس با عیار مطلوب هستند. توده های گرانیتوئیدی با نفوذ در واحدهای رسوبی کرتاسه و سکانس آتشفشانی ـ رسوبی بعد از آن (ائوسن ـ میوسن)، کانه زایی مس پورفیری و اسکارن سازی را در منطقه باعث شده اند. هدف از انجام این تحقیق بررسی نقش کنترل کننده های ساختاری بهخصوص گسلهای امتدادلغز بزرگ و گسلهای ثانویه مرتبط با آنها در جایگیری کانسارهای مس پورفیری است. آنالیز Fry و Fractal بهعنوان روشهای مکمل جهت ایجاد این ارتباط در فهم چگونگی توزیع مکانی و ارزیابی ذخایر معدنی به کار رفته است. بهطور کلی روند عمومی تجمع کانیایی در مناطق خضرآباد و شهربابک بهصورت NW/SE ، NE/SW می باشد و همخوانی نسبتاً خوبی را با روند شکستگیهای غالب منطقه با ماهیت کششی نشان می دهد، نتایج آنالیز Fry و Fractal نشاندهنده همبستگی خوبی بین چگونگی توزیع مکانی اندیسهای مس و روند عمومی شکستگیها و گسلها می باشد. بهطور کلی نتایج حاصله نشان می دهد که جایگیری این تودهها به همراه کانهزایی مس با زایش عمدتاً پورفیری، در یک شکستگی و یا فضای کششی1 صورت گرفته که این زونهای کششی مابین گسلهای راستالغز فرعی ناشی از یک مؤلفه دگرشکلی اصلی تشکیل شده است. لذا شناسایی این زونهای کششی و توده های گرانیتوئیدی جایگیر شده در آنها می تواند بهعنوان یک الگوی اکتشافی جهت کانسارسازی مس در مناطق خضرآباد و شهربابک مدنظر قرار گیرد.