بازاندیشی علیت در علوم اجتماعی: گذار از پارادایم خطی به منطق ترکیبی و نامتقارن با تمرکز بر FsQCA

نویسندگان

1 دانشگاه شهید چمران اهواز

doi
10.22054/qjss.2026.90833.2960
چکیده

این مقاله با بازاندیشی در منطق علیت در علوم اجتماعی، محدودیت‌های رویکردهای متغیرمحور در تحلیل پدیده‌های پیچیده و زمینه‌مند را بررسی می‌کند. رویکردهای متغیرمحور علیت را عمدتاً بر اساس همبستگی یا اثر آماری میان متغیرها تعریف کرده و آن را خطی، تقارنی و عمدتاً احتمالی می‌دانند؛ امری که پاسخ به پرسش‌های «تحت چه شرایطی» را محدود می‌سازد. در مقابل، منطق مجموعه‌محور علیت با تمرکز بر روابط لازم و کافی، امکان تحلیل ترکیب‌های علّی، چندمسیرگی و نامتقارنی روابط را فراهم می‌آورد. این منطق با به رسمیت شناختن ناهمگنی تجربی و حساسیت به تفاوت‌های درجه‌ای میان موارد، پیوند میان نظریه، مفهوم‌پردازی و تحلیل تجربی را تقویت می‌کند. چارچوب FsQCA به‌عنوان صورت‌بندی عملیاتی این منطق معرفی می‌شود که با استفاده از مجموعه‌های فازی، تحلیل هم‌زمان شرایط لازم و ترکیب‌های کافی را ممکن می‌سازد. با این حال، کاربست موفق آن مستلزم چارچوب نظری روشن، کالیبراسیون مفهومی دقیق و تعریف صحیح مجموعه‌هاست. مقاله نشان می‌دهد گذار از علیت خطی به علیت ترکیبی، پیامدهای مهمی برای پرسش‌های پژوهشی، تعمیم و اعتبار تبیینی دارد و می‌تواند به تولید تبیین‌های واقع‌بینانه‌تر و نظری غنی‌تر در پژوهش اجتماعی بینجامد.