تجردگزینی در گذرگاه تنگ عافیت
نویسندگان
1
2
3
doi
10.22054/qjss.2026.91594.2970چکیده
ازدواج در جامعۀ ایران، بهویژه در میان جوانان، دیگر یک الزام بدیهی و ازپیشتعریفشده در مسیر زندگی تلقی نمیشود و با الگوهای جدیدی از تأخیر و تعلیق مواجه شده است. هدف این پژوهش، فهم فرایندهای اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر این دگرگونی و تبیین منطق کنش افرادی است که ازدواج را به تعویق انداخته یا از آن اجتناب میکنند. پژوهش با رویکرد کیفی و روش گراندد تئوری انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با 30 نفر از مجردان 32 سال بهبالای شهر تهران گردآوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. تحلیل دادهها به شناسایی پدیدۀ مرکزی «تجردگزینی در گذرگاه تنگ عافیت: بازتعریف ازدواج بهمثابۀ انتخابی مشروط و پرمخاطره» انجامید؛ فرایندی که در آن ازدواج از یک جبر زیستی و هنجاری، به تصمیمی مشروط، محاسبهگرانه و پرمخاطره بازتعریف میشود. شرایط علّیِ این پدیده شامل فردیشدن ارزشها، تغییر در اقتصاد عاطفی ازدواج، بحران معنابخشی به نهاد ازدواج، تجارب منفی نزدیکان و ناامنیهای ساختاری است. این پدیده در بستری شکل میگیرد که با تضعیف فشارهای هنجاری سنتی، دگرگونی معیارهای کُفویَت، تغییر جایگاه اجتماعی زنان و طولانیشدن گذار به بزرگسالی همراه است.