منطق جهاد ابتدایی در چهارچوب نظریه اعتباریات علامه طباطبایی
نویسندگان
1 دانشیار روابط بینالملل، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، جمهوری اسلامی ایران.
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بینالملل، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، جمهوری اسلامی ایران .
doi
10.30497/pkn.2024.245317.3114چکیده
با توجه به جایگاه کلیدی جنگ و صلح در روابط بین الملل و شریعت اسلامی، ارائه تقریری روزآمد از جهاد میتواند زمینه را برای فهم آن در روابط بینالملل فراهم کرده و مباحثه بینرشتهای را گسترش دهد. لازمه این موضوع بررسی امکان ارائه یک خوانش عقلایی از جهاد ابتدایی است. ازاینرو به بررسی این پرسش میپردازیم: منطق جهاد ابتدایی از منظر واقعگرایی اسلامی چگونه قابل تبیین است؟ برای این منظور از نظریه اعتباریات علامه طباطبایی کمک گرفته شده است. بر پایه این نظریه، اعتبار «ریاست» و «استخدام» دو عنوان از اعتبارات عقلایی بوده و از لوازم این دو اعتبار، آن است که هر اقتداری، امور متعارض با هویت وجودی خود را در دایره قدرت خویش نفی میکند. بر این اساس اقتدار اسلامی، در دایره قدرت خویش، بقای امور متعارض با هویت توحیدی خود، یعنی شرک و کفر را نفی میکند. برای این مهم بر اساس بررسی مراحل تولد، تثبیت و توسعه قدرت سیاسی نوپدید، تبیینی عقلایی از منطق جهاد ابتدایی و دفاعی ارائه میدهیم. دستاورد نوشتار حاضر دلالت بر آن دارد که بر اساس نظریه اعتباریات علامه (استخدام و ریاست)، جهاد ابتدایی از حیث منطقی، کاملاً عقلائی میباشد؛ چراکه اینگونه از جهاد مبتنی بر استخدام متقابل و کاربست هوشمند قدرت است که در آن نفع بازیگر مقابل و همراهی فکری او مدنظر بوده و رعایت شود.