وابستگی به مسیر و نقش ایدئولوژی عمیق در جدال میان دولت و جامعه بر وقوع انقلاب اسلامی

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه مازندران، مازندران، جمهوری اسلامی ایران.

2 محقق پسادکتری علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه مازندران، مازندران، جمهوری اسلامی ایران.

doi
10.30497/pkn.2024.246338.3166
چکیده

با ورود به دهه پنجم از پیروزی انقلاب اسلامی، بررسی ابعاد گوناگون آن، هنوز هم از دریچه­های مختلف قابل تأمل و شگفت­انگیز است، به‌طوری‌که در پرتو اقدامات شبه مدرنیستیِ رژیم پهلوی دوم، در آنچه که می­توان از آن به‌عنوان مشکلۀ «وابستگی به مسیر» یاد کرد، زمینه­های نارضایتی و نیل به‌سوی تغییر در جدال میان دولت و جامعه فراهم گردید. بدین­سان، مقاله حاضر تلاش می­کند تا به این سؤال اصلی پاسخگو باشد که کیفیت حکومت­داری رژیم پهلوی، چگونه نارضایتی اقشار مختلف مردم را در تلفیق با نوآوری ایدئولوژی امام خمینی و وقوع انقلاب اسلامی ایران فراهم کرده­ است؟ پژوهش حاضر با تمسّک بر نظریه نسل چهارم انقلاب گلدستون، این نتیجه را احصا نموده است که نوآوری‌های منبعث از فرهنگ مذهبی- شیعه امام خمینی در قالب «ایدئولوژی عمیق»، مجموعه جایگزین­های موجود را به‌واسطه ولایت فقیه فزونی بخشید و اهداف و راهبرد­های اقشار مختلف مردم را در توالی رویدادها در مقاطع حساس و بحرانی به سمت تغییر نظام سیاسی وابسته به مسیر سوق داده بود.