کاربرد هندسه فرکتالی برای تشخیص الگوی ناحیه‌ بندی بافتی در ذخایر اپی‌ ترمال (مطالعه موردی: اندیس مس- طلادار شیخ‌ درآباد، استان آذربایجان شرقی)

نویسندگان

1 پیام نور

doi
10.22067/econg.v5i1.22885
چکیده

نتایج مطالعات ایزوتوپی و بررسیهای میکروترمومتری پیرامون اندیس مس– طلادار ناحیه شیخ‌درآباد از توابع شهرستان میانه در استان آذربایجان شرقی، بیانگر حضور ماگماتیسم تأخیری سنوزوئیک با رخساره غالب سریزیت آدولاریایی است که به‌دلیل وسعت رخساره‌های دگرسانی نئوژن، موجبات پیدایش رگه‌های سیلیسی با منشأ اپی‌ترمال را فراهم نموده است. شواهد به‌دست آمده از تغییرات بافتی مناطق مینرالیزه، ضمن مطابقت با الگوی ناحیه‌بندی بافتی ذخایر کوئینزلند، دارای ارتباط مکانی نزدیک با سری کانیایی کوارتز- پیریت- کالکوپیریت است. لذا براساس نتایج این تحقیق، در روشی نوین و مبتنی بر اصول هندسه فرکتال، توزیع‌پذیری غیرخطی سیلیس مطالعه و رابطه آن با تغییرات بافتی رگه‌های مینرالیزه، به‌منظور شناسایی رگه‌های طلادار شیخ درآباد استنتاج گردیده است. در عمل، پس از دست‌یابی به سازوکار تحولات بافتی منطقه، تابع نمایی توزیع سیلیس افراز گردیده و مؤلفه‌های متناظر با تغییرات بافتی واحد مینرالیزه به دقت بررسی شده‌اند. بدین ترتیب با ارزیابی روند تحولات بافتی کانیهای سیلیس و مقایسه آن با الگوی ناحیه‌بندی ذخایر ماگمایی- گرمابی، ملاک جدیدی برای پی‌جویی فلزات گرانبها معرفی گردیده که از آن به‌منظور تعیین اولویتهای اکتشافی طلا در منطقه شیخ درآباد استفاده شده است