حکمرانی شهری اجتماعمحور و موانع قانونی آن در ایران (نمونۀ موردی: دفاتر توسعة محلی در اصفهان)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22111/gaij.2025.50491.3248چکیده
حکمرانی شهری اجتماعمحور بهعنوان یکی از رهیافتهای نوین بازآفرینی شهری، نیازمند نهادهایی برای ایجاد پیوند مؤثر میان جامعة محلی و مدیریت رسمی است. دفاتر توسعة محلی در ایران پس از دهة ۱۳۹۰ در پاسخ به این ضرورت شکلگرفت. با وجود کارکردهای مثبت، این دفاتر همچنان با چالشهای قانونی و نهادی متعددی مواجهاند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل این چالشها با تمرکز بر حکمرانی شهری اجتماعمحور و دفاتر توسعة محلی در محلههای همتآباد و سفلی شهر اصفهان انجام شده است. این دو محله هر یک دارای ویژگیهای کالبدی و اجتماعی متمایزی هستند. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و از نوع کاربردی بوده و برای گردآوری دادهها از مطالعات اسنادی، پرسشنامة میدانی و تحلیلهای آماری استفاده شد. جامعة آماری شامل ساکنان محلات مذکور و متخصصان فعّال در حوزة بازآفرینی شهری بود. ابزارهای آماری مورد استفاده نرمافزارهای «SPSS» و «Excel» و آزمونهای فریدمن و همبستگی پیرسون بودند. یافتهها نشانداد عوامل متعددی بر عملکرد دفاتر توسعة محلی مؤثر هستند. در میان آنها، نبود جایگاه قانونی مشخص، ضعف هماهنگی نهادی، کمبود منابع مالی، فقدان تخصص کافی در نهادهای محلی و عدم اعتماد میان شهروندان و مدیریت رسمی از مهمترین موانع شناساییشدهاند. همچنین مقایسة دو دفتر مورد مطالعه بیانگر تفاوت در رویکردها و نتایج عملکردی بود بهگونهای که دفتر همتآباد با تکیه بر اصول حقوقی و کالبدی توانست اعتماد نسبی ساکنان را جلب کند و در برخی پروژههای نوسازی موفقتر عملکند در حالیکه دفتر سفلی با تمرکز بر ابعاد اجتماعی–فرهنگی نتوانست هماهنگی مؤثر نهادی و اعتماد عمومی را ایجاد نماید. نتایج تحقیق بر ضرورت بازنگری در ساختار قانونی دفاتر، ارتقای ظرفیتهای نهادی و تسهیلگری، آموزش تخصصی مدیران و تسهیلگران و ایجاد نظام مالی پایدار تأکید دارد. این اقدامات میتواند به ارتقای حکمرانی شهری اجتماعمحور و بهبود فرآیند بازآفرینی محلات ناکارآمد کمک نماید.