آمیزه عاطفه و استعاره در مدیریت کلان ارزشی جامعه؛ مطالعه موردی سازوکارهای گفتمانسازی رهبر انقلاب در شهادت قاسم سلیمانی
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق علیهالسلام، تهران، جمهوری اسلامی ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی، دانشگاه امام صادق علیهالسلام، تهران، جمهوری اسلامی ایران.
doi
10.30497/pkn.2023.243123.2995چکیده
رهبر انقلاب اسلامی ایران تاکنون توانسته در برهههایی حساس، چالشهای رخ داده برای کشور را به نحوی با تکیه بر نیروی مردم مدیریت کند. البته مدیریت ایشان از نوع اجرایی نبوده بلکه نوعی نظارت ارزشی بر مدیریتهای سطوح کلان در کشور است که خود آن را «مدیریت کلان ارزشی» نامیده اند. این نوشتار به دنبال فهم آن است که این مدیریت از طریق چه سازوکارهای گفتمانی صورت گرفته است. برای رسیدن به پاسخ، گفتار و رفتار رهبر انقلاب در مقطع زمانی ترور سردار قاسم سلیمانی تا برپایی نماز جمعه تهران، به عنوان مطالعه موردی برگزیده است. دادههای این مقاله به روش اسنادی گردآوریشده و با روش تحلیل مضمون پردازش شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد رویکرد آیتالله خامنهای در برابر التهابات داخلی و خارجی منفعل نبوده، بلکه متن و لحن پیامها و سخنان ایشان از طمأنینه فکری ـ روحی رهبری حکایت دارد که تلاش نموده آن را به مخاطب نیز القا کند. آنچه در این نوشتار میآید، برداشتی جامعهشناختی از مضامین کلیدی و زمینه وقوعی این کنشهاست که بیشتر بر چگونگی بهرهگیری رهبر انقلاب از ابزارهای «استعاره» و «عاطفه» در روایت این حادثه منحصربهفرد در تاریخ مقاومت تمرکز دارد.