عذرخواهی یا عدم عذرخواهی: رویکردی بیناحوزه ای به تحلیل کلام عذرخواهی های رسمی در رسانه های ایران

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان شناسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.22059/jolr.2020.306113.666621
چکیده

عذرخواهی در بیشتر مطالعات، به ویژه در زبان فارسی، از منظری کاربردشناختی و به عنوان یک کنش گفتاری پربسامد مورد مطالعه قرار گرفته است؛ اما مطالعه حاضر از منظری تحلیل کلامی و با تأکید بر لزوم اتخاذ رویکردی بینا­حوزه­ای در تحلیل کلام، در چارچوب لیکاف (2015)، به تحلیل عذرخواهی­ های رسمی در رسانه­ های ایران پرداخته است. در این راستا، شواهد لازم از میان عذرخواهی­ های رسمی در رسانه­ های ایران در بین سال‌های 1394 تا 1397 گردآوری و مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان می‌دهد که اولاً بدون اتخاذ رویکردی بینا حوزه­ای در تحلیل این کنش، بسیاری از جنبه­ های تعاملی آن مغفول واقع خواهد شد. این مسأله محصول این ویژگی عذرخواهی است که این کنش ابزاری برای حفظ وجهه در بافت تعاملی است و عوامل بینافردی و دیدگاه گوینده، مخاطب و بافت کاربردی نقش مهمی در انتخاب ابزار و شیوه بیان آن دارند. از سویی دیگر رسمی و عمومی بودن عذرخواهی­­ ها پیچیدگی­ ها در کاربرد آن را دوچندان کرده و باعث می‌گردد گوینده از همه امکانات زبانی و فرازبانی در سطوح مختلف برای بر­آوردن هدف ارتباطی بهره جوید. نکته دوم اینکه شواهد نشان داد عذرخواهی­ های صریح و سرنمونی در این نوع گفتمان به ندرت اتفاق می­افتد به نحوی که بسیاری از آنچه به عنوان عذرخواهی در این بافت­ها اتفاق می­افتد را می­توان نمونه­هایی از عدم­عذرخواهی دانست. از آنجا که یکی از پیش­ انگاشت­ های اساسی عذرخواهی اذعان به خطا و پذیرش مسئولیت آن است، اجتناب از عذرخواهی صریح در بافت رسمی و رسانه­ای تلاشی خودآگاه یا ناخودآگاه برای فرار از تبعات بالای عذرخواهی به ­ویژه در گفتمان سیاسی و عمومی است. نتایج همچنان نشان می‌دهد، بازنمودهای عذرخواهی را می­توان به صورت پیوستاری در نظر گرفت که در یک انتهای آن عذرخواهی سرنمونی و در انتهای دیگر عدم­ عذرخواهی قرار دارد. این امر راه را برای در نظر گرفتن عذرخواهی به عنوان مقوله­ ای سرنمونی و افزودن سطحی ­شناختی در تحلیل کلام عذرخواهی تسهیل می­ نماید.