چرایی الزام به بازساخت اقتصادی در ناحیة روستایی سیستان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیای و برنامهریزی روستایی دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
2 دانشیار و عضو هیئت علمی دانشکده جغرافیا و برنامهریزی محیطی دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
3 دانشیار و عضو هیئت علمی دانشکده جغرافیا و برنامهریزی محیطی دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
doi
10.22111/gaij.2024.49075.3212چکیده
در پی خشکسالیهای نیم قرن اخیر و با از بین رفتن بخش کشاورزی، اقتصاد نواحی روستایی سیستان رو به افول نهاد. متولیان امر در زمینة توسعة روستایی، شروع به تهیة طرحها و برنامههای مختلف جهت بهبود شرایط رفاه مردم مبتنی بر اقتصاد پایدار در نواحی روستایی سیستان نمودند اما شواهد، نشان از ناپایداری در اقتصاد و معیشت مردم دارد؛ بنابراین تجدید نظر در ساختار طرحها بهویژه اقتصاد روستایی این ناحیه بهعنوان بازساخت ضروری میباشد چرا که بازساخت اقتصادی، علاوه بر احیای منابع معیشتی گذشته، تقویت همزمان ظرفیتهای محلی را برای ایجاد منابع اقتصادی جدید مد نظر قرار میدهد. تحقیق به لحاظ ماهیت، کاربردی و روش آن کیفی مبتنی بر روش فراتحلیل است. نتایج نشان میدهد شاخصترین طرحهای رفاهی در ناحیة سیستان، مربوط به چاهنیمهها و توزیع آب آشامیدنی لولهکشی توانسته است موجب ماندگاری جمعیت شود اما کاربری اقتصادی این طرح نسبت به شرب آن در درجة دوم اهیمت بوده و تنها حمایت اقتصادی آن در قسمتهای تجاری و صنعتی خرد، کشاورزی محدود و دامداریها مشهود بوده است. ایجاد بازارچه میلک، طرحهای اشتغالزایی دولتی و همچنین غیر دولتی (مشارکتی) در طرحهای خدماتی علیرغم اهداف پیشبینیشدة آن جهت بهبود اقتصاد ناحیه، نتوانسته ثبات و پایداری در اشتغال نواحی روستای را به استناد دادههای سازمان آمار ایران به ارمغان بیاورد. همچنین از انواع دیگر این طرحها میتوان به راهاندازی منطقة آزاد تجاری- صعنتی اشاره نمود که همچنان نتایج فعالیتهای آن پس از مصوبشدن در سال 1400 محسوس نبوده است. از نظر زیرساختی؛ احداث نیملولهها، طرح آبرسانی به 46 هزار هکتار، طرح آب ژرف و تامین آب از دریای عمان به جهت پایداری در سیستان بهویژه نواحی روستایی آن یا به مرحلة اجرا درآمده یا در حال اجرا میباشد. طرح نیملوله بدون نتیجه رها شده و طرح آبرسانی به 46 هزار هکتار، بدون توجه به نوسان آب رودخانة هیرمند و عدم توجه به شرایط زیستمحیطی آن، چالشهای اساسی در این طرح را مطرح کرده است. طرح آب ژرف جدا از نقطة قوت آن در رفع بحران کمآبی، با سوالات زیادی در زمینة حجم و ذخیره ، کیفیت، هزینههای مراحل اکتشاف و استحصال روبرو میباشد و ادامة روند اجرای آنرا با ابهام روبرو نموده است. در طرح تامین آب از دریای عمان که هماکنون در حال اجرا میباشد میتوان گفت، باعث افزایش امید در بین مردم ناحیه شده اما نمیتوان صرفا با تامین آب آشامیدنی شرایط و فعالیتهای اقتصادی را بهبود بخشید و مشکلات زیستمحیطی (خشکی و طوفانهای شن) را مرتفع نمود. علاوه بر اینها هزینة بالای انتقال و شیرینسازی، نوع مصرف آب (مصارف خانگی یا کشاورزی) را با چالش روبرو خواهد نمود. این نتایج حاکی از آن است که هنوز نظام برنامهریزی ما بخشی و دارای رویکردی از بالا به پایین است. طرحها بهصورت مستقل و جدا از هم، اجرا و در نهایت با صرف هزینههای عظیم اقتصادی و اجتماعی به باد فراموشی سپرده میشوند. هر طرحی در سیستان معمولا راهحلی موقتی است چرا که پایه و اساس همة طرحها، به نوعی نشان از نظام برنامهریزی شتابزده دارد و فاقد نظریه و رویکردی کامل و جامع میباشد. اسناد طرحها هیچ اشارهای به شبکة تولید، فعالیتهای مکمل و ساخت زنجیره ارزش اقتصادی مبتنی بر برنامة آمایش سرزمین و نگاه جغرافیایی ندارد. علاوه بر آن، برنامهریزیها بدون توجه به رژیم آبی رودخانه و سیاستهای کشور همسایه و صرفا با تکیه بر گذشتة تاریخی بهعنوان انبار غله صورت گرفته است. روند ادامة طرحها هیچ الگوی پایداری در مسیر رشد و توسعة ناحیه را نشان نمیدهد؛ از اینرو بازساخت اقتصادی میتنی بر واقعیت، محرکهای توسعة درونزا و ایجاد زیر ساختها، لازم و ضروری میباشد.