تحلیل تطبیقی زمانبندی، زیرساخت آموزشی و توسعه حرفهای در کلاسهای چندپایه ایران و ژاپن
نویسندگان
1 علوم تربیتی
2 استادیار
3 علوم تربیتی
doi
10.48310/mtt.2026.4824چکیده
اهداف: پژوهش حاضر با هدف ریشهیابی شکاف میان راهکارهای نظری و شیوههای اجرایی در مدیریت کلاسهای چندپایه ایران و ارائه الگویی بر مبنای تجارب نظام فوکوشیکی ژاپن انجام شد. روشها: این تحقیق با رویکرد کیفی و روش تحلیلی-تطبیقی، بر اساس الگوی چهار مرحلهای جرج بردی به بررسی ۳3 منبع منتخب علمی و اسناد سیاستگذاری دو کشور پرداخت. یافتهها: یافتهها نشان دادند که بحران مدیریت زمان در ایران ریشه در فقدان متدولوژیهای عملیاتی نظیر تکنیکهای زوراشی و واتاری داشت که منجر به اتلاف زمان کیفی و فرسودگی معلمان گردیده بود. همچنین، خلاء استانداردسازی فنی در ابزارهای خودآموز و نگاه ابزاری به نقش دانشآموز، مانع اصلی تحقق یادگیری مستقل شناسایی شد. در حوزه توسعه حرفهای نیز، تضاد میان دورههای مجازی ضمنخدمت ایران و فرآیند درسپژوهی ژاپن، به عنوان عامل محدودیت در توانمندسازی واقعی معلمان ارزیابی گردید. نتیجهگیری و پیشنهادها: نتایج به طراحی یک مدل دووجهی سختافزار-نرمافزار جهت نوسازی مدیریت این کلاسها منجر شد. بر این اساس، پیشنهاد گردید برنامهریزان آموزشی بر تدوین شیوهنامههای فنی مهندسی زمان و تولید بستههای یادگیری مجهز به کلیدهای خودتصحیح تمرکز نمایند؛ همچنین نهادینهسازی الگوهای مشارکتی نظیر درسپژوهی در قالب جوامع یادگیری حرفهای به عنوان راهکاری عملیاتی جهت تبدیل تجارب انفرادی به دانش اشتراکی و ارتقای پویایی آموزشی در مدارس چندپایه توصیه شد.