مطالعه تطبیقی رویکرد سنتگرایی و انسانگرایی در آموزش تصویرسازی پایه هشتم: جهت ارائهی یک الگوی تلفیقی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد فلسفه هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
2 استادیار، گروه آموزش هنر، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی ۱۴۶۶۵-۸۸۹، تهران، ایران
doi
10.48310/mtt.2026.4913چکیده
یشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه تطبیقی رویکردهای سنتگرایی و انسانگرایی در آموزش تصویرسازی پایه هشتم شکلگرفتهاست. روش: پژوهش فوق با روشی ترکیبی(تحلیل اسنادی و آزمایش عملی) انجام شد. یافتهها: در بخش نظری، تحلیل برنامه درسی موجود نشان داد که اگرچه تأکید بر اهداف انسانگرایانه پررنگ است، فقدان یک زیرساخت ساختاریافته برای آموزش مهارتهای پایه خلایی جدی ایجاد کرده است. برای آزمودن این تقاطع نظری در عمل، یک کارگاه تصویرسازی داستان با عنوان «راز جنگل سبز» طراحی و اجرا گردید. یافتههای این کارگاه بهوضوح نشان داد که فضای انسانگرای محض در نقطه اوج خلاقیت، به دلیل ناتوانی اجرایی دانشآموزان در ترجمه عینیت ذهنی به واقعیت بصری (مانند ترسیم فضا یا حالات چهره)، میتواند به سرخوردگی بیانجامد. در مقابل، مداخله هدفمند و کوتاه معلم در نقش متخصص فنی در این «لحظات آموزشی طلایی» (با ارائه راهحلهایی مانند اصول اولیه ترکیببندی یا بیان چهره) نه تنها جریان خلاقیت را قطع نکرد، بلکه با رفع مانع فنی، به آن توان عملی بخشید. این مشاهده عینی، مؤید الگوی تلفیقی مرحلهای پیشنهادی این پژوهش است که در آن، انسانگرایی به عنوان موتور محرک و جهتدهنده، و سنتگرایی به عنوان تسهیلگر توانمندساز در یک چرخه پویا عمل میکنند. نتیجهگیری : نتیجه آنکه، کارآمدی آموزش تصویرسازی در این مقطع، نه در انتخاب انحصاری یک رویکرد، که در توانایی معلم برای تشخیص این لحظات و ارائه مداخلات فنیِ متناسب و بهموقع نهفته است.