بررسی رابطه بین مصرف رسانه با رفاه واقعی و آرمانی شهروندان

نویسندگان
doi
چکیده

هدف اساسی این پژوهش بررسی رابطه بین مصرف رسانه با رفاه واقعی و آرمانی است. چارچوب نظری پژوهش حاضر نظریه تلفیقی از چند دیدگاه شامل نظریه «خویشتن و تجربه در جهان رسانه ای» تامپسون و نظریه بوردیو و گیدنز و کارل مانهایم» هستند. این تحقیق به صورت پیمایشی و با ابزار پرسش‏نامه محقق ساخته بر اساس طرح نمونه‏گیری مدون در بین شهروندان مناطق روستایی و شهری ازنایی انجام یافته است. طرح نمونه‏گیری پژوهش تلفیقی از نمونه گیری خوشه‏ای و طبقه‏بندي نامتناسب است و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 392 نفر برآورد شد اما جهت اطمینان از افت نمونه تعداد 400 نفر انتخاب شد و به این تعداد پرسشنامه توزیع شد. نتایج نشان می‏دهد در میان مولفه‏های (رفاه اقتصادی و معیشتی، بهداشتی و درمانی، کار و اشتغال، آموزشی، آزادی‏های فردی، حقوق سیاسی، امنیت، رسانه‏ها و ارتباطات تفریح و سرگرمی) در متغیر رفاه واقعی، بالاترین میانگین به مولفه بهداشتي و درماني و پایین ترین به مولفه امنیت، رسانه‏ها و ارتباطات و درباره رفاه آرمانی، بالاترین میانگین به مولفه اقتصادي و معيشيتي، و پایین ترین به مولفه امنیت، رسانه‏ها و ارتباطات اختصاص یافته است. همچنین نتایج نشان دهنده رابطه معنادار بین سه متغیر مصرف رسانه ای، رفاه آرمانی و رفاه واقعی است. نتایج آزمون رگرسیون تک متغیر نشان دهنده تاثیر رفاه واقعی و مصرف رسانه‏ای بر رفاه آرمانی است. در نهایت نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد، 37 درصد از تغییرات رفاه آرمانی شهروندان ازنایی را می‏توان از طریق متغیرهای مصرف رسانه‏ای و رفاه واقعی تبیین کرد.