نقد و بررسی ندا در بلاغت فارسی و عربی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دورة دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اصفهان

2 استاد زبان و ادبیات فارسی، عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jlcr.2017.65532
چکیده

علم بلاغت، یکی از مهم‌ترین علوم ادبی است که قواعد و اصول آن برای تبیین و توضیح فصاحت و بلاغت کلام به کار می‌رود؛ و علم معانی، یکی از شاخه‌های اصلی بلاغت است که کلام را از نظر معانی ثانوی و موافقت آن با حال و مقام می‌سنجد. نخستین کتاب‌های بلاغی به زبان عربی نگاشته شد و همواره مورد توجه علمای بلاغت فارسی بوده‌است. پایبندی اهل بلاغت فارسی به تعاریف و قواعد بلاغت عربی و بی‌توجهی به تفاوت‌ها و ویژگی‌های کلام در زبان فارسی، باعث بروز اشتباهاتی در منابع بلاغی شده، تاجایی‌که برخی قواعد و اصطلاحات مطرح‌شده در این کتاب‌ها، در زبان فارسی کاربرد ندارد و بیشتر مثال‌ها، عربی است. یکی از مباحثی که در علم معانی با نام «انشای طلبی» بررسی می‌شود، مبحث نداست. تعریف و جایگاه ندا در فارسی و عربی متفاوت است درحالی‌که مباحث مربوط به آن بدون در نظر گرفتن وجوه تفاوت و اختلاف، وارد بلاغت فارسی شده‌است. تبیین وجوه اختلاف مبحث ندا در بلاغت فارسی و عربی، یکی از مباحثی است که نشان می‌دهد بازنگری منابع بلاغی فارسی و تقسیم کلام در علم معانی ضرورت دارد. در این مقاله، با نقد مبحث ندا در حوزۀ علم معانی، کوشش می‌شود جایگاه آن، باتوجه‌به ویژگی‌های دستوری و معنایی تبیین شود. نتایج این تحقیق می‌تواند در اصلاح و بازنگری علم معانی فارسی و نقد مباحث تقسیم کلام نیز به‌کار گرفته شود.