برازش منحنی بازده اوراق اسلامی دولت در ایران: مقایسۀ مدلهای نلسون-سیگل و اسپلاین
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری اقتصاد پولی، دپارتمان اقتصاد، دانشگاه مفید، قم، ایران.
2 استادیار، دپارتمان اقتصاد، دانشگاه مفید، قم، ایران.
3 استادیار، دپارتمان اقتصاد، دانشگاه مفید، قم، ایران.
4 استادیار ، دپارتمان اقتصاد، دانشگاه مفید، قم، ایران.
doi
10.22096/esp.2025.2072880.1842چکیده
منحنی بازده نقش مهمی در ارزیابی هزینههای بدهی دولت، ریسک و انتظارات نرخ سود دارد. با افزایش اتکای دولت به انتشار بدهی، شناسایی دقیقتر منحنی اهمیت بیشتری مییابد. در ایران تمرکز مطالعات بر اوراق خزانه اسلامی (اخزا/ITBs) بوده است، اما این پژوهش با ترکیب دادههای اَخزا و اوراق مرابحه دولتی (اراد/GMBs)، منحنی بازده را با مدلهای نلسون–سیگل–اسونسن (NSS)، نلسون–سیگل (NS) و اسپلاین برآورد میکند. افزودن اراد سبب بهبود برازش منحنی میشود، هرچند اَخزا بهتنهایی نیز عملکرد قابل قبولی دارد. در اخزا آزمون دایبولد–ماریانو تفاوت معناداری میان مدلها نشان نمیدهد، اما در مجموعه ترکیبی (اَخزا و اراد)، مدل پایه نسبت به اسپلاین بهتر است، بدون برتری معنادار نسبت به نلسون–سیگل. همخطی در مدل نلسون–سیگل رد و در مدل پایه تأیید میشود. در مدل پایه، پویایی عامل سطح (β₀)و شیب (β₁)بررسی و مانا بودند. با توجه به محدودیت تنوع سررسید، حجم پایین معاملات و کوتاهمدت بودن اکثریت اوراق، مدل نلسون–سیگل برای استفادههای آتی توصیه میشود. اقداماتی مانند انتشار اوراق با سررسیدهای متنوع، معرفی ابزارهای کوتاهمدت بدون سودبرگ، اوراق بلندمدت شاخصی، اعلام تقویم انتشار و تقویت هماهنگی وزارت اقتصاد و بانک مرکزی، باعث بهبود کیفیت داده، پیوستگی منحنی و اثربخشی سیاست پولی میشود.