برخی رویکردهای فلسفی در مورد مشاهده در ژئومورفولوژی.
نویسندگان
1 گروه جغرافیا، دانشکده علومانسانی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
doi
10.22059/jphgr.2023.358838.1007769چکیده
طبق سنت حاکم، ژئومورفولوژی یکرشته میدانی بوده و مشاهده یکی از ارکان کارهای میدانی را تشکیل میدهد. در هر حوزهای از دانش بشر، عنصر یا مورد مشاهداتی، ممکن است متفاوت باشد. مشاهده طبیعت و عناصر تشکیلدهنده آنکه بخشی از معرفتشناسی در ژئومورفولوژی است، مستلزم ارتباط فعال با واقعیت مورد مشاهده است. دیدن و مشاهده چشماندازها، لندفرمها و حوضههای آبریز بهعنوان یک سنت دیرینه در علوم زمین و بهویژه ژئومورفولوژی، علاوه بر اینکه یک فرایند حسی است، ازلحاظ نگرشهای فلسفی متفاوت در فرایند پژوهش ژئومورفیک، جایگاه و اهمیت خاصی دارد. به عبارتی، دانش نیز مانند چشمانداز، چند زادی است و در دستیابی به معرفت (شناخت، دانش، آگاهی) نسبت به موضوعات موردبررسی در هر قلمرو علمی، چگونگی اندیشیدن خود بنمایههای فلسفی دارد. مشاهده بدون اینکه نظریهای را از قبل در ذهن داشته باشیم و آن را دنبال کنیم (پوزیتیویسم منطقی) و نظریه محور (نظریه بار) بودن مشاهدات (در واقعگرایی)، دو دیدگاهی است که در این مقاله موردبررسی قرارگرفتهاند. با توجه به رویکردهای فلسفی، مفاهیم، اهداف و نتایج بهدستآمده، متفاوت خواهد بود. درهرحال، در ژئومورفولوژی، مشاهده نقش کنترلکننده اصلی را دارد