تأثیر بار تعهدات مالی دولت بر انحراف بودجه عمرانی در ایران: آزمون فرضیه فشار سیاسی در چهارچوب نظریه انتخاب عمومی

نویسندگان

1 استادیار، گروه اقتصاد، مجتمع آموزش عالی بافت، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران.

2 استادیار، گروه حسابداری، مجتمع آموزش عالی بافت، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران.

doi
10.22096/esp.2026.2071673.1839
چکیده

این پژوهش به بررسی اثر بار تعهدات مالی دولت بر انحراف بودجه عمرانی ایران در سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۲ می‌پردازد. به این منظور از الگوی ARDL برای تحلیل روابط کوتاه‌مدت و بلندمدت استفاده شد. یافته‌ها نشان داد افزایش تعهدات مالی دولت ــ شامل بازپرداخت بدهی و پرداخت یارانه ــ در هر دو افق زمانی، سبب افزایش انحراف بودجه عمرانی می‌شود؛ همچنین وابستگی بودجه به درآمدهای نفتی و رشد هزینه‌های جاری اثر مثبت و معناداری بر انحراف دارند، در حالی که افزایش سهم درآمدهای مالیاتی و رشد اقتصادی آن را کاهش می‌دهند. نتایج بیانگر آن است که انحراف بودجه عمرانی فقط ریشه در محدودیت‌های اقتصادی ندارد، بلکه فشارهای سیاسی نیز نقش مهمی ایفا می‌کنند. در چهارچوب نظریه انتخاب عمومی، سیاست‌گذاران هنگام کمبود منابع و ضرورت بازپرداخت بدهی‌ها برای جلب حمایت کوتاه‌مدت گروه‌های ذینفع و کاهش هزینه‌های سیاسی، بودجه عمرانی بلندمدت را فدای تعهدات جاری می‌کنند. از سوی دیگر، بی‌معنابودن اثر متغیر سال انتخابات نشان می‌دهد، رقابت‌های انتخاباتی بیشتر بر هزینه‌های جاری متمرکز است و پروژه‌های عمرانی به دلیل ماهیت بلندمدت خود، کمتر در این فرایند به کار گرفته می‌شوند. به‌طورکلی بار تعهدات مالی و فشارهای سیاسی ساختاری مانعی اساسی در تحقق بودجه‌های عمرانی است؛ بنابراین اصلاح نظام یارانه‌ای، مدیریت بدهی‌ها، کاهش وابستگی به نفت و تقویت منابع پایدار مالیاتی می‌تواند به کاهش انحراف و بهبود کارایی بودجه‌ریزی کمک کند.