اولویت‌بندی مسائل در تدوین دستور کار برای خط‌مشی‌گذاری عمومی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی گروه مدیریت دولتی دانشگاه تهران

2 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد دانشگاه تهران

3 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه تهران

doi
10.30497/pk.2014.1682
چکیده

در این پژوهش، به بررسی نقش مدل‌های ذهنی خط­مشی­گذاران در چگونگی اولویت‌بندی مسائل در هنگام تدوین دستور کار خط­مشی­های عمومی پرداخته می­شود. عوامل گوناگونی در ادراک مسئله، ارائۀ تعریف روشن از آن و اولویت­بندی و تدوین مسائل در قالب دستور کار خط­مشی‌گذاران مؤثرند؛ اما این پژوهش مترصد ارزیابی آن است که نظریه­های وضع و ساخت اجتماعی واقعیت چه تأثیرات متفاوتی بر شناسایی عوامل، بازیگران و ذینفعان و نحوۀ استفاده از ساز و کارهای گوناگون برای اقناع، فریب و تحمیل به جامعه و یا نظایر آن دارند و چرا و چگونه موجب تمرکز بر برخی از مسائل خاص توسط تحلیل‌گران خط­مشی و کارگزاران می­شوند. این پژوهش از نوع تحقیقات بنیادی و از نظر روش، تحلیلی ـ توصیفی و از نوع تحلیل محتواست. تکنیک تحلیل نیز دلفی با رویکرد فازی است. بر این اساس، ضمن تجزیه و تحلیل داده­های اولیه­ای که از تعدادی از اساتید رشته خط­مشی­گذاری، نمایندگان مجلس و ناظران اجرای خط­مشی به­دست آمده است، این نتیجه حاصل شد که کارگزاران، افراد و گروه‌های ذینفع، به شدت تحت تأثیر ساخت و بافت ادبیات جاری و بعضاً خود‌ساخته قرار دارند. بنابراین در بسیاری از موارد اولویت­بندی­های خط­مشی­، هیچ ارتباطی به جهان واقع نداشته، بر مبنای ذهنیت خط­مشی­گذاران شکل می­گیرد

کلیدواژه‌ها