ارزیابی ساکنان از میزان اثربخشی قوانین بهسازی و نوسازی بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری بر فرایند بازآفرینی شهر حمیدیا
نویسندگان
1 استادیار جغرافیا، گروه جغرافیا، دانشگاه یزد
2 دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری، گروه جغرافیا، دانشگاه یزد
doi
10.22111/gaij.2023.43113.3052چکیده
قوانین شهری شیوه اعمال قدرت برای تغییر و بازآفرینی فضاهای شهری را تعریف میکنند. هدف پژوهش حاضر ارزیابی نحوه اثربخشی قانون حمایت از احیا، بهسازی و نوسازی بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری بر فرایند بازآفرینی شهری در بافت فرسوده شهر حمیدیا و با استفاده از روشهای آمار استنباطی شامل آزمون کای اسکویر، آزمون T تکنمونهای و آزمون تحلیل مسیر است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که همه شاخصهای سنجشگر بازآفرینی شهری پایینتر از حدمطلوب هستند. این وضعیت تحت تأثیر کارکردهای ضعیف محرکهای بازآفرینی در بافت موردمطالعه است. این محرکها شامل مشارکت بخش خصوصی، دولت و ساکنان، توانمندسازی ساکنان، تأمین منابع مالی، تشویقهای مالیاتی و عوارض، تشویقهای ساختمانی، تأمین زیرساخت های شهری، تأمین زمین، کاهش بوروکراسی و هماهنگی بین سازمانهای مرتبط با بازآفرینی شهری میشود. نتایج آزمون T تک نمونهای نشان داد که این محرکها فاصله معناداری از وضعیت مطلوب دارند. همچنین، استفاده از روش تحلیل مسیر نشان داد که در مجموع، متغیر توانمندسازی اقتصادی ساکنان، متغیر تأمین زیرساختهای شهری و متغیر تأمین منابع مالی به ترتیب دارای بیشترین تأثیر مثبت و کلی و متغیرهای کاهش بوروکراسی، هماهنگی بینسازمانی و تأمین زمین دارای بیشترین تأثیر منفی و کلی بر بازآفرینی بافت فرسوده هستند. یکی از دلایل ناکارآمدی قانون حمایت از احیا، بهسازی و نوسازی بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری نگرش کلنگر و جامع آن به مسئله بازآفرینی شهری است. جامعنگری و گستردگی اهداف مندرج در یک قانون در محیطهای شهری که دارای عدم تنوع و عدم مطلوبیت پتانسیلهای اجتماعی-اقتصادی-کالبدی هستند، میتواند توان بدنه مدیریت و برنامهریزی شهری را برای بسیج منابع کاهش بدهد.