شناسایی موانع دوچرخه‌سواری بانوان از منظر فقه اسلامی و صاحب‌نظران حوزۀ ورزش

نویسندگان

1 گروه مدیریت ورزشی، دانشکدۀ علوم ورزشی و تندرستی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 گروه مدیریت ورزشی، دانشکدۀ علوم ورزشی و تندرستی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 گروه مدیریت ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

4 گروه مدیریت ورزشی، دانشکدۀ تربیت‌بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22059/jsm.2023.349621.3039
چکیده

مقدمه: هدف پژوهش حاضر، شناسایی موانع دوچرخه‌سواری بانوان از منظر فقه اسلامی و صاحب‌نظران حوزۀ ورزش بود. روش پژوهش: روش پژوهش کیفی بود که با راهبرد زمینه‌یابی- اکتشافی انجام شد. بدین منظور با 24 نفر از صاحب‌نظران به‌صورت هدفمند و با استفاده از مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختارمند اشباع نظری حاصل شد. داده‌ها با استفاده از رویکرد اکتشافی از طریق فرایند شناسه‌گذاری و تحلیل آن با استفاده از نرم‌افزار کیفی مکس کیودی‌ای انجام شد. یافته‌ها: نتایج پژوهش در بخش موانع دوچرخه‌سواری از منظر فقه اسلامی شامل دو مقولۀ 1. احکام ثانویه که خود شامل دو مقولۀ فرعی (شرایط عرفی جامعه و فرهنگ جامعه) و 2. فقه که شامل مقولۀ فرعی (استفتائات فردی) بود. نتایج پژوهش از نظر متخصصان علوم ورزشی شش مفهوم بود (شامل عوامل کالبدی، امنیت، سازمانی، عوامل نرم‌افزاری، قوانین و آیین‌نامه، فرهنگی – اجتماعی). نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش، حاکی از آن است که دوچرخه‌سواری بانوان از منظر اسلام و فقه فی‌نفسه مشکلی ندارد و با توجه به آثاری که به‌دنبال دارد، علما با عناوین ثانویه این استفتائات را برای دوچرخه‌سواری بانوان مطرح کرده‌اند. بنابراین پیشنهاد می‌شود پارک‌های مخصوص برای دوچرخه‌سواری بانوان و یا دوچرخه‌های کاوردار جهت پوشاندن حجم بدن بانوان طراحی شود. افزون بر این سازمان‌های ذی‌صلاح از جمله مجلس شورای اسلامی، شهرداری و وزارت ورزش و جوانان بودجه‌بندی لازم جهت احداث پارک‌ها و فضاهای مخصوص بانوان را لحاظ کنند. همچنین با تشکیل تیمی از مهندسان و کارشناسان فقه به طراحی و تولید دوچرخه‌هایی که دارای کاور هستند، بپردازند.