درک تجربۀ زیستۀ انتقال به دوران بازنشستگی بازیکنان فوتبال: مطالعهای پدیدارشناختی
نویسندگان
1 گروه مدیریت ورزشی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 موسسه بینالمللی سلامت و ورزش آمریکا
3 گروه مدیریت ورزشی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
4 گروه مدیریت ورزشی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22059/jsm.2024.376667.3304چکیده
مقدمه: گذار و تحولات ناشی از تغییرات در زندگی اجتنابناپذیر و حتی پیشبینیناپذیر است. تغییرات حرفهای، جابهجایی، گرفتن پست، مهاجرت و ازدواج نمونههایی از رویدادهای انتقالیاند. هر گذار با توجه به ادراک فرد از موقعیت میتواند به بحران، آرامش یا ترکیبی از هر دو تبدیل شود. روش پژوهش: هدف از تحقیق حاضر درک تجربۀ زیستۀ انتقال به دوران بازنشستگی بازیکنان فوتبال است که با روش کیفی و رویکرد پدیدارشناختی انجام گرفت. از طریق روش نمونهگیری هدفمند (در دسترس) با رویکرد حداکثر تغییرات بیشینۀ مشارکتکنندگان در این تحقیق انتخاب شدند (11=n). ابزار اصلی جمعآوری دادهها مصاحبه بود. مصاحبهها بهمنظور انعطافپذیری و امکان بازتاب مداوم تکراری، به شکل نیمهساختاریافته بودند. یافتهها: بر این اساس نه دسته معانی فرعی شناسایی شدند که عبارتاند از: واکنشهای اولیه، آونگ بین بازی کردن و بازنشستگی (بودن یا نبودن) (برزخ)، درک نهایی، نشانگان ضعف عملکرد، حذف ناگهانی و کنار گذاشته شدن ناگهانی، پاسخهای روانشناختی، رسیدن به نقطهای از تحقق در مورد آینده، چالش مهم از دست دادن اجماع لیگ برتر و چهار عامل پشتیبان. نتیجهگیری: بهصورت کلی میتوان گفت که فرایند بازنشستگی در بازیکنان فوتبال با چالشهای مختلفی همراه است و برای اینکه بتوان بازنشستگی مطلوبی داشت، باید برنامهریزی قبلی داشت و از طرف دیگر بازیکنان باید بپذیرند که خروج از نقشی که سالیان سال با آن زندگی کردهاند و الآن باید از آن خارج شوند، نیازمند زمان است.