تقدم معرفت رب بر معرفت نفس در حکمت متعالیه
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی شهید مطهری، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
doi
10.22067/epk.2025.93406.1439چکیده
سخن مشهور در السنه اندیشمندان مسلمان این است که معرفت رب متوقف بر معرفت نفس است. بسیاری از حکمای مسلمان از معرفت نفس بهعنوان برهانی بر خداشناسی استفاده میکنند. اما طبق مبانی حکمی صدرالمتألهین، در صورتی معرفت، از نفس به ربّ حاصل میشود که علیّت به معنی رابطۀ وجودی بین علت و معلول باشد؛ البته در اینجا نیز دستیابی به معرفت ربّ از طریق معرفت نفس خالی از اشکال نیست، اما در صورتی که علیّت به معنی تجلّی و تطورّ ذات الهی به شئون و مجالی؛ بهعنوان رأی أدقّ، محط نظر قرار گیرد، وجود، تنها یک شخصِ واحدِ متفرد خواهد داشت و تجلیات آن. که در این صورت، دیگر دستیابی به معرفت نفس بدون معرفت ربّ، امکانپذیر نخواهد بود تا بتوان بهوسیله آن، انتقال به معرفت ربّ میسور شود، چون علاوه بر اینکه، علم از نفس به ربّ، بهدلیل مخلوق و معلول بودن نفس، علم معلول به علت است و مفید یقین نیست، تجلیّات الهی و ماهیات امکانی ازجمله نفسِ آدمی، هویت عینالربطی به مربوط الیه خود دارند و عین الربط در هیچ امری، حکم استقلالی ندارد؛ این مطلب با تحلیل و توصیف آراء صدرالمتألهین با هدف تبیین و تفسیر صواب از کیفیت کسب معرفت رب و نفس صورت پذیرفته است که نتیجه آن انتقال از معرفت رب به معرفت نفس میباشد و اساساً لمیّت برهان بر حق، اینگونه تضمین میشود.