سازوکار انتقال سیاست مالی در اقتصاد: شواهدی از رفتار نامتقارن ضریب فزایندة مخارج مالی طی ادوار تجاری
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای اقتصاد، دپارتمان اقتصاد، دانشگاه مفید، قم، ایران.
2 استاد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دانشیار، دپارتمان اقتصاد، دانشگاه مفید، قم، ایران.
4 دانشیار، دپارتمان اقتصاد، دانشگاه مفید، قم، ایران.
doi
10.22096/esp.2024.535691.1555چکیده
پیامدهای بعد از بحران مالی و اقتصادی ۲۰۰۸، برخی واگراییهای اساسی را در ادبیات علمی دربارۀ اثرات سیاست مالی نشان داد. از یکسو، برخی اقتصاددانان از منطقیبودن انتخاب معیارهای ضدادواری سیاست مالی دفاع کردهاند؛ از سوی دیگر، برخی نسبت به معنیداربودن چنین اقدامات سیاست مالی اظهار تردید نمودهاند. در این راستا، این مطالعه با استفاده از دادههای ۶۲ کشور، در دورة زمانی ۱۹۶۰-۲۰۱۹، با به کارگیری رگرسیون پانل انتقال ملایم (PSTR) و با در نظر گرفتن ضریب فزایندة مالی، در جایگاه متغیر انتقال به بررسی رابطة غیرخطی بین متغیرهای این پژوهش و رشد اقتصادی از یکسو و رفتار سیاست مالی در کشورهای نمونه طی دورة رکود و رونق اقتصادی با استفاده از رویکرد LPM از سوی دیگر پرداخته است. براساس نتایج، شوکهای سیاست مالی در دوران رکود اقتصادی اثر قویتری نسبت به دوران رونق اقتصادی دارند؛ ازاینرو اثرات نامتقارن مورد تأیید قرار میگیرد. همچنین، سیاست مالی ضدادواری نسبتاً در هموار کردن نوسانات تولید مؤثر است، درحالیکه سیاست موافق ادواری نوسانات تولید را تشدید میکند. برآوردها در این تحقیق بیانگر رفتار موافق ادواری در کشورهای درحالتوسعه و رفتار ضدادواری در کشورهای توسعهیافته است.