تحلیلی بر هستیشناسی روح جمعی در پرتو مدیریت جمع القوی با نگاه به مسئله عاملیت و ساختار مبتنی بر فلسفه صدرایی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه تبریز
doi
10.22067/epk.2025.93419.1441چکیده
عاملیت و ساختار یک مسئلهای است که در تاریخ فلسفه محل بحث فراوان بوده است. پس از تعیین تکلیف مسئله عاملیت و ساختار، با قائل شدن به ساختار و در نتیجه طرح روح جمعی، ضروری است در خصوص نحوه هستی، چگونگی و مقوم تحقق روح جمعی نظریهپردازی صورت پذیرد. چنین تبیینی امکان نظریهپردازی در گامهای بعدی فلسفه علوم اجتماعی را ممکن میکند. در این پژوهش، نگارنده درصدد است، با مرور دیدگاه نظریهپردازان این حوزه، پس از استنباط دیدگاه صدرایی در رابطه با عاملیت و ساختار، در پرتو این یافته، به تبیین روح جمعی بپردازد. یافتههای این پژوهش گویای آنند که یکم؛ چنین نیست که روح جمعی بهعنوان یک وجود مستقل در عالم محقق شود اما این به معنای رد روح جمعی نیست، بلکه روح جمعی یک نحوه هستی است که نفوس انسانی به واسطه زیست جمعی مییابند. دوم؛ تنها در اجتماع مبتنی بر عقل و قوای عقلی به عنوان مقوم نفس انسانی، اجتماع دارای روح جمعی تحقق مییابد و سوم؛ مدینه متعالیه همان اجتماعی است که حاصل تحقق روح جمعی بوده و این روح جمعی به واسطه حضور مقام ولایت و مدیریت جمع القوای ولایت در اجتماع متشکل از نفوس انسانی پدید میآید.