بررسی نقادانه نظریه غزالی در مورد میزان و اقسام آن

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه شاهد تهران

2 دانشجوی دکتری رشته فلسفه و کلام اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه شیراز

doi
10.22067/epk.2024.90211.1375
چکیده

نظریه غزالی در مورد معنا و مصداق میزان در قرآن کریم یکی از مهم‌ترین و منسجم‌ترین نظریاتی است که در این مورد ارائه شده است. میزان به معنای سنجش و ارزیابی است که غالبا در آیات قرآنی در مورد میزان سنجش اعمال به کار می‌رود. ولی نظریه غزالی در مورد میزان، سنجش صحیح استدلال‌ها، درستی یا نادرستی و نهایتا کیفیت ارزیابی آن­هاست. به بیان دیگر میزان در نظر غزالی به میزان اعتقادات و باورها اشاره دارد. در نظر غزالی، قرآن پنج قسم میزان را به کار می‌برد که عبارت‌اند از: میزان تعادل که خود به قسم اکبر، اوسط و اصغر تقسیم می‎شود، میزان تلازم و میزان تعاند که در مقابل هر یک از این موارد، میزان شیطانی نیز به نحو تبعی وجود دارد. در پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نظریه مورد بحث پرداخته شد و اثبات گردید که بر خلاف مدعای غزالی، هر دو یا یکی از مقدمات این میزان‌های استدلالی، نظری هستند و بدیهی نیستند، برخی از مصادیق میزان­های اکبر، اوسط و اصغر با یکدیگر تداخل می­نمایند و میزان شیطانی نیز دارای ابهامات و اشکالاتی است.

کلیدواژه‌ها