بررسی هرمنوتیکی خوانش کلمن بارکس از«مضامین مابعدالطبیعی» در مثنوی معنوی
نویسندگان
1 استادیار فلسفه و کلام دانشگاه بینالمللی اهلبیت (ع)، تهران، ایران.
doi
10.22067/epk.2025.90907.1388چکیده
ترجمان بارکس از اشعار مولوی نقش مهمی در معرفی این حکیم برجسته به دنیای انگلیسیزبان داشته است. بااینهمه، این پرسش حائز اهمیت است که چگونه میتوان ماهیت و پیامدهای خوانش بارکس از مضامین مابعدالطبیعی مثنوی را با استفاده از رویکرد هرمنوتیکی تحلیل کرد؟ مقاله حاضر، با روش تحلیلی-انتقادی و بر اساس چارچوبهای هرمنوتیکی، به بررسی خوانش بارکس پرداخته و از سه منظر به تحلیل آن میپردازد: برداشت نابهنجار موجب انفکاک اندیشه مولوی از پشتوانههای حکمی-اسلامی شده است؛ دوم، سیاق خوانش برمدار همسانسازی ابیات با فرهنگ سکولار و معنویت جدید است؛ سوم، پیامدهای خوانش نهتنها به معرفی نادرست مولوی نزد مخاطبین غربی انجامیده که ناراسته قادر است تا اندیشه حکمی-اسلامی را نیز تحریف کند. بدینسان، نتایج پژوهش نشان میدهد که هرچند ترجمان بارکس نقش مهمی در معرفی اشعار مولوی به مخاطبان جدید داشته است؛ توامان، این کوشش از جهانبینی اصیل مولوی فاصله گرفته و تحت تأثیر پیشفرضهای ذهنی و فرهنگ عصر جدید به تحریف مضامین بنیادین اندیشه مولوی ختم شده است.