تحلیل مبانی کنش گفتاری «لیس کمثله شئ» در اندیشه صدرایی
نویسندگان
1 استادیارگروه آموزش الهیات، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.22067/epk.2025.89896.1369چکیده
درحوزه هستیشناسی و خداشناسی در سند تحول بنیادین، دقت در فحوای کلام توحیدی بهویژه در امر آموزش اهمیت ویژهای یافته است. این نوشتار بر مبنای فکری صدرالمتالهین و پیروان مکتب او، به تحلیل مبانی کنشِگفتاریِ جامعی از آیه مبارکه «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ» جهت آموزش تماتیک آیه مذکور پرداخته است. دیدگاههای متفاوتی از اهل لغت و مفسران درباره این عبارت قرآنی بهویژه درباره کاف در«کَمِثْلِهِ» ارائه شده است. برخی کاف را زائد و برخی غیرزائد میدانند و برخی«مِثل»را در معنای غیرحقیقی خود بیان میکنند. از اندیشههای خاص ملاصدرا و پیروان وی و همچنین از ادامه آیه نامبرده، چنین برمیآید که کاف زائد نیست و میتوان با بررسی کنش گفتاری صریح و پیچیده در آیه مذکور- مطابق با اصول توحیدی- مثلیت را برای ذات حق قائل شد؛در نتیجه چنین معنا شود که: «مِثلِ او مِثل ندارد»؛ زیرا برخلاف نظام فکری مشائی که ده عقل را واسطه خلقت برمیشمارد، ملاصدرا به خلقت یک تجلی تام وحدانی، سِعّی و انبساطی به نام «حق مخلوق به» قائل است. بنابراین از طریق قاعده الواحد، وحدت شخصی وجود، حق مخلوق به، از عبارت «هوالظاهر و الباطن» و همچنین بخش دوم آیه پیش گفته «هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ» میتوان آن تجلی وحدانی را تبیین و به نوعی مماثلت رسید. این پژوهش با رویکرد کنش گفتاری و به روش تحلیل کیفی مبانی و به صورت تماتیک انجام گرفته است.