بررسی نسبت میان امکان فقری و امکان ذاتی از منظر آیت الله جوادی آملی
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد رشته فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه قم و طلبه سطح چهارم حوزه علمیه قم
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه قم و طلبه سطح چهارم حوزه علمیه قم
doi
10.22067/epk.2025.90951.1391چکیده
«امکان فقری» از نوآوریهای صدرالمتالهین شیرازی در باب مفهوم «امکان» است و حقیقت آن را بهگونهای متفاوت شناسانده است. از میان حکیمان صدرائی، آیت الله جوادی آملی معتقد است نظریه امکان فقری، در تنافی و تضاد با «امکان ذاتی» قرار داشته بلکه اساسا بساط «ماهیت» را برمیچیند و مجالی برای امکان ذاتی باقی نمیگذارد. در مقابل برخی از محققان، با ارجاع به علامه طباطبایی، معتقدند امکان فقری، امتداد و تعمیق امکان ذاتی است و این دو با هم سر ناسازگاری ندارند. بر این اساس، هدف از این پژوهش پاسخ به این پرسش اصلی است که آیا پایبندی به نظریه امکان فقری نافی صدق انگاره امکان ذاتی است؟ اگر چنین است این تنافی و ناسازگاری چگونه تبیین میشود؟این پژوهش از نوع مطالعه بنیادین است که به روش کتابخانهای و تحلیل محتوا و با جستوجوی دادههای مرتبط با هدف و سؤال اصلی تحقیق، ابتدا امکان ماهوی را تقریر و سپس تبیینی از امکان فقریِ ملاصدرا ارائه میکند. در ادامه با استناد به تعابیر آیت الله جوادی آملی، به توضیح و تشریح نظریه ایشان پرداخته و استدلال مخالفان ایشان مورد بررسی و نقد قرار میگیرد. این پژوهش در پایان، با تایید و تاکید بر درستی نظریه آیت الله جوادی آملی و اشاره به برخی از لوازم این دیدگاه، نتیجه میگیرد که سازگاری میان امکان فقری و امکان ذاتی منتفی است؛ چرا که با تثبیت امکان فقری، ماهیات هویت و تذوّت خود را از دست میدهند و به تعبیر آیت الله جوادی آملی، ماهیت از فرهنگنامه فلسفی مرخص شده، به موزه معرفت باستانی میرود.