هستیشناسی ماده نخستین بر مبنای وجود سیال، التفات معرفت-شناسانه و برخی پیامدهای آن
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری فلسفه گرایش حکمت متعالیه دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22067/epk.2025.88187.1339چکیده
ویژگیهایی که مشهور فیلسوفان برای موجودات مجرد بر پایه ماده نخستین مشائی بیان کردهاند با برخی از احکام فلسفی و دینی مجردات ناسازگار است. به نظر میرسد خاستگاه این امر، تفسیر انضمامی یا اتحادی از ماده نخستین است. رویکرد این پژوهش در حل این مسئله بازشناسی ماده نخستین در ارتباط با وجود سیال، در قالب ماده تحلیلی و پیگیری بازتابهای آن در بحث ماده و قوه است. در این زمینه و با رویکردی بینارشتهای ابتدا تبیین دو دیدگاه قابلتوجه از سوی نوصدرائیان معاصر بیان میشود. این دیدگاهها بر وجود سیال و حرکت جوهری مبتنی است. در مرحله بعد ابتدا این مواضع نقد میگردد و پس از آن با التفاتی معرفتشناسانه، تبیین جامعتر و جدیدتری از جایگاه ماده به دست داده میشود. جایگزینی ماده انضمامی و اتحادی با ماده تحلیلی در تبیین مفاهیم «مجرد» و «مادی» با روش توصیفی-تحلیلی به تبیین دقیقتر و توسعه بیشتر گستره حرکت، تعمیق هستیشناسی حرکت، ایجاد سازگاری بیشتر آموزههای فلسفی با یکدیگر و با متون دینی میانجامد. همچنین ماده تحلیلی میتواند زمینهساز پیشبردی بیبدیل در جنبه اسلامی فلسفه اسلامی و روشنگر زوایای دیگری از توانمندیهای حکمت متعالیه و نیز زمینهساز پژوهشهای پسین در شناسایی و ارزیابی پیامدهای بسیار آن باشد. در پایان، موارد مشخصی از پیامدهای این تبیین فهرست و پیشنهاداتی نیز برای ادامه پژوهشها در این زمینه ارائه میگردد.