ملاحظاتی درباره تشکیل دالان تسهیلات آماده در نظام بانکی ایران
نویسندگان
1 استاد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دکتری اقتصاد، گرایش پولی، دانشگاه عدالت، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه مالی و حسابداری، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
4 استادیار گروه اقتصاد، دانشگاه عدالت، تهران، ایران.
doi
10.22096/esp.2023.131623.1382چکیده
از اوایل دهه 1990 میلادی، قاعده هدفگذاری تورم بهتدریج برای اجرای سیاستگذاری پولی مورد اقبال بانکهای مرکزی قرار گرفت. در این چارچوب، هدف عملیاتی کوتاهمدت بانکهای مرکزی، عموماً نرخ بهره شبانه بازار بینبانکی است. بانکهای مرکزی نرخ بهره کوتاهمدت بازار بینبانکی را درون دالانی از نرخهای کف و سقف پیرامون نرخ بهره سیاستی مدیریت میکنند و از مجرای نرخ بهره، انتظارات، تقاضای کل، سطح محصول و تورم را تحت تأثیر قرار میدهند. در ایران، با رویکرد فعلی اجرای قانون عملیات بانکی بدون ربا، تشکیل دالان تسهیلات آماده بانک مرکزی با محدودیتهایی امکانپذیر است. برای تشکیل دالان تسهیلات آماده با محدودیتهای کمتر، دو رویکرد پیشنهادی مقاله حاضر، اول: محدود کردن تسهیلات بانکها به قراردادهای مبادلهای؛ و دوم، تعریف سپرده بانکی بر مبنای قرارداد ودیعه خاص یا قرض با حفظ قدرت خرید در طول دوره سپردهگذاری است. این پیشنهادها باعث تعریف سپرده بانکی با نرخ سود معین در ابتدای قرارداد سپردهپذیری میشوند. بر مبنای اهداف کمّی برنامه ششم توسعه اقتصادی، پیشنهاد مطالعه حاضر، تصریح دالان تسهیلات آماده نامتقارن بانک مرکزی، در دامنه 8/8 تا 6/23 درصد پیرامون نرخ سود کوتاهمدت بازار بینبانکی است. پهنای این دالان که مبین شرایط پولی است، در گامهای بعدی با توجه به کاهش انتظارات تورمی و تعدیل شرایط محیط اقتصاد کلان، کاهش مییابد و به استاندارهای جهانی نزدیکتر میشود.