برهان زیبایی از منظر رابین کالینز
نویسندگان
1 استاد گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه قم
2 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام دانشگاه قمg
doi
10.22067/epk.2024.80214.1200چکیده
زیبایی و ماهیت آن یکی از بحث برانگیزترین مباحث فلسفیِ فیلسوفان است. در میان فلاسفه یونان باستان، کلیمیها و قرون وسطاییها نیز زیبایی، خیر، حقیقت، و عدالت، مطرح شده است. برخی از متفکران غرب، زیبایی و حقیقت آن را به نحوی مطرح کردهاند که یکی از براهین اثبات وجود خدا به این عنوان نام گرفته است. ماهیت زیبایی و چگونگی اثبات وجود خداوند از طریق زیباییهای جهان و ارتباط بین زیبایی و علوم موفق مسئلهای است که رابین کالینز به آن پرداخته و این پژوهش سعی به بررسی و تحلیل نظرات وی دارد. بر این اساس نگارنده با طرح پرسشهای فرعیتر و با روش توصیفی-تحلیلی میکوشد، تا ابعاد این مسأله را مورد مطالعه و بررسی قرار دهد. یافتههای پژوهش نشان می-دهد: این استدلال با دو طریق معرفتشناختی و هستیشناختی سعی بر اثبات وجود خداوند دارد. این شیوهها به توانایی ما در شناخت زیبایی یا بر وجود فینفسه زیبایی متمرکزاند. دیدگاه کالینز در باب زیبایی، از غنا و برجستگی خاصی برخوردار است و روشن گردیده که ایشان سادگی همراه با تنوع را معیار زیبایی میداند. همچنین کالینزمعرفتشناختی و هستیشناختی را کنار هم قرار میدهد و به همسویی بین زیباییشناختی انسان و نظریههایِ موفقِ علوم معتقد است. وی با شناخت جهان به عنوان اثرِ خالق و با تأکید بر انسان محور بودن زیبایی، به اثبات وجود خداوند، خالقِ زیباییها می-پردازد. اگر چه چالشهایی چون شتابزده عمل کردن، عدم وضوحِ استدلال، بر این برهان وارد شده است. اما همچنان این برهان به عنوان ابتکاری نو در قرن معاصر مرکز توجه است.