ارزیابی علمی طبیعتگرایی هستیشناختی با تکیه بر ذاتگرایی برایان الیس
نویسندگان
1 دانش آموخته گروه فلسفه و کلام دانشگاه قم
doi
10.22067/epk.2024.86425.1307چکیده
از منظر طبیعتگرایی هستیشناختی، وجود علت فراطبیعی برای جهان، در تقابل با علم است و اساساً جهان از چنین علتی بینیاز است. ازنظرِ طبیعتگراییِ روششناختی نیز علم و روش آن موفقترین راهبرد و روش برای فهم ساختار جهان و روابط علّی حاکم بر آن است. با نگاه به موضوع از منظر فلسفهٔ نظری که متعلقی جز جهان خارج ندارد، در مییابیم که علم در حیطهٔ روشی خود سهمی محدود در تبیین طبیعیت دارد و اگر یافتههای تجربیِ برآمده از آن در تعامل با مبانی متافیزیکی علم نباشد، نمیتواند نظریات قاطعی در تبیین جهان ارائه دهد و در عرصهٔ هستیشناختی نیز تهی است. به نظر میرسد با درنظرگرفتن پیوند علم و متافیزیک میتوان در راستای دفاع از خداباوری –بهمثابهٔ عنصر مکمل تبیین نظام هستی- از الهیات فلسفی بهره جُست و ورود علم به حیطهٔ هستیشناسی را امری غیرعلمی و مغالطهآمیز دانست. «الیس» با نظر بر ذاتگرایی در علم بر این باورِ واقعبینانه است که موجودات به جای اینکه بیخاصیت باشند، قوا و استعدادهایی دارند که ذات و خواص ذاتی آنها را تشکیل میدهند و سرشت آنها را فعال و پرخاصیت میسازند. از این رهآورد روشن میشود که طبیعتگرایی بهمثابهٔ روشی در فهم طبیعت مادی، ارزشمند است، بدون اینکه با علت ماورائی در تقابل باشد. طبیعتگراییِ روششناختی، تلازمی با طبیعتگراییِ هستیشناختی ندارد و آنچه این دو را به هم نزدیک میکند مبانی متافیزیکی علم است که بهتنهایی در الهیات و تبیین هستیشناختی طبیعت راهگشاست. در مجموع، ذاتگرایی جدید با برقراری تلازم بین خواص ذاتی و هستی اشیا، بنیانی عینی و واقعی بر اثبات مبانی متافیزیکی علم بنا میکند تا الهیات نیز از آن راهی در خداباوری بگشاید.