کاربست استعارۀ دایره در ترسیم نظام هستی
نویسندگان
1 دانشیار/دانشگاه حکیم سبزواری
doi
10.22067/epk.2024.83971.1266چکیده
ازجمله مهمترین موضوعات و بلکه منحصربهفردترین مسائل، «توجیه و تبیین» و «اثبات و تثبیت» آموزههای مرتبط با مبدأ و معاد در هستیشناسیِ فلسفۀ اسلامی است. بیانهای گوناگون، تلاش حِکمی را در تصویرسازی مبدأ و معاد در حکمت اسلامی به خود اختصاص داده است؛ از همه رایجتر در متون فلسفی، استفاده از کلاناستعارۀ دایره و بهتبع آن، خُرداستعارههای مرتبط جهتی و حرکتی همانند قوس و صعود و نزول است، البته استعاره نه بهعنوان آرایهای ادبی؛ بلکه بهعنوان ابزاری برای ایضاح بههنجار و ایفای مقاصد دور از حس و دشوار فلسفی با کمکِ متناظردانستنِ دو قلمروِ مبدأ و مقصد. در دورۀ معاصر، اینگونه استفاده از استعاره را استعارۀ مفهومی نامیده و آن را از موضوعات کلیدی علم زبانشناسیِ شناختی به شمار آورده و مؤثر و مطلوب برای معرفتزایی دانستهاند. نخستینبار در حکمت اسلامی، محقق داماد به این استعاره و توجیه کاربستِ آگاهانهٔ آن توجه نشان داد و حکمای متعالی بیشترین تصویرسازی و توجیه و تبیین و ارائهٔ مقاصد فلسفی را براساس آن به کار بستهاند. هدف این نوشتار، بخشی از این تلاش برای بیان محتوایی این استعاره است.