بررسی استفاده‌های ملاصدرا از آرای غزالی در مسئلهٔ وحدت شخصی وجود

نویسندگان

1 گروه فلسفه و حکمت اسلامی/ دانشکده الهیات و معارف اسلامی شهید مطهری/ دانشگاه فردوسی مشهد

2 گروه فلسفه و حکمت اسلامی / دانشکده الهیات و معارف اسلامی/ دانشگاه فردوسی مشهد

3 استاد دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22067/epk.2023.81777.1229
چکیده

بررسی آرای غزالی و ملاصدرا در مسئلهٔ وحدت شخصیِ وجود نشان می‌دهد که به‌رغم اختلاف مبانی، در دستیابی به نتایج و اهداف این بحث اتفاق‌نظر دارند. ملاصدرا در مواضع مختلف از آثار خود به آرای غزالی در مسئلهٔ وحدت شخصی وجود استناد کرده و دیدگاه غزالی را مؤید جمع بین روش عقلی و شرعی در این مسئله به شمار آورده است. ملاصدرا در تحلیل این مسئله، در مراحلی به آرای غزالی استناد کرده است، ازجمله: 1. کثرت ممکنات، که بر طبق آن باور به وحدت شخصی وجود به‌معنای انکار وجود ممکنات نیست؛ 2. وجود حقیقی خداوند و وجود مجازی ممکنات، که براساس آن وجود خداوند متعال و وجه او تنها وجود حقیقی است و ماسوای حق، وجود مجازی دارند. سؤال اصلی این است که «ملاصدرا در مسئلهٔ وحدت شخصی وجود چه استفاده‌هایی از آرای غزالی داشته و با استناد به آن‌ها به چه نتایجی دست یافته است؟» این نوشتار، از روش عقلی و استدلالی و به‌تناسب مسئله نیز از روش نقلی و آیات قرآن بهره جسته است. ملاصدرا براساس مبانی فلسفی خود و با استفاده از آرای غزالی در این مسئله به حل برخی مسائل فلسفی و کلامی پرداخته است، مانند: «معرفت‌داشتن تمامی موجودات»، «تبیین طریقهٔ صدیقین» و «نسبت توحید الخاصی با اختیار بندگان»؛ هرچند هدف اصلی خود از این استناد‌ها را مطابقت عقل و شرع بر شمرده است. حاصل آنکه، گفتمان فکری غزالی و ملاصدرا قرابت‌های بسیار جدی دارد.