واکاوی مقولهٔ ادراک و واقع‌نمایی آن در اندیشۀ میرزاجواد ملکی تبریزی

نویسندگان

1 مرکز مدیریت حوزه علمیه خراسان

2 شهرک هرت فاز ۲ خیابان فصیلت جنب عنایت ۴

doi
10.22067/epk.2024.84257.1269
چکیده

مسئلهٔ ادراک و واقع‌نماییِ آن، ازجمله مهم‌ترین مسائلی است که اندیشۀ فیلسوفان را از آغاز تفکر فلسفی تاکنون به خود معطوف داشته است. میرزاجواد ملکی تبریزی ازجمله متفکران عارفی است که در این خصوص، نظریات و آرای درخورِ توجه و ارزشمندی را بیان کرده است. این دیدگاه‌ها ممکن است در نگاه ابتدایی تاحدودی با نظریات مشهور در باب معرفت‌شناسی اختلاف داشته باشد، اما از لحاظ علمی و فنی دارای ویژگی‌ها و مختصاتی است که درخورِ بررسی است. برخی از ویژگی‌ها و مختصات دستگاه معرفت‌شناسی میرزا عبارت‌اند از: عدم‌ادراک تام از حقایق عالم طبیعت به‌واسطۀ وجود خطا در ادراکات حسی، اتحاد میان عالم و معلوم، اعتقاد به تعدد معلوم و مدرَک واحد نسبت به فاعل‌های شناسای مختلف، نفی تحقق وجود خارجی برای اجسام به‌سبب تعدد ادراکات از مدرَک واحد، ارجاع جمیع ادراکات انسان به حیطۀ وجودی نفس انسانی، تبیین ادراک به‌عنوان عاملی برای تبیین کیفیت نفس و نه بیان‌کنندۀ کیفیت معلوم خارجی، توقف کیفیت ادراک انسان از حقایق بر مرتبۀ وجودی مدرِک.میرزا با کمک‌گرفتن از اصول و مؤلفه‌های مذکور، مطابقت میان معلوم ذهنی و علمی با معلوم خارجی را انکار می‌کند و اساساً مقولۀ علم را از وجود چنین مطابقی بی‌نیاز می‌بیند. هدف اصلی این نوشتار، شناساندن دیدگاه‌های میرزاجواد ملکی تبریزی در حیطۀ ادراک و واقع‌نمایی و بررسی این دیدگاه‌هاست.