تأثیر سبک معماری بر ارتقای حس تعلق مکانی در سکونتگاه‌های روستایی (مورد شناسی: دهستان کاردۀ شهرستان مشهد)

نویسندگان

1 استاد گروه جغرافیای انسانی و آمایش- دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی- دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.22111/gaij.2021.6293
چکیده

انسان با شناخت مکان می‌تواند به شناخت خود دست یابد. حس تعلق به مکان یکی از واکنش‌های احساسی و عاطفی انسان نسبت‌به محیط است که فرد را به مکان پیوند داده و هویت شخص و مکان را شکل می‌دهد. حس تعلق به مکان، پیوندی محکم بین فرد و مکان ایجاد کرده و افراد خود را با مکانی که به آن تعلق دارند می‌شناسند. نوع معماری مسکن روستایی و سبک آن‌ها با ساختارهای اجتماعی-اقتصادی خاص خود به‌عنوان مناطق متمایز از شهرها مطرح بوده و می‌توانند باعث شکل‌گیری احساس تعلق مکانی برای ساکنان خود و هویت مستقل شوند. هدف از انجام این تحقیق بررسی این فرض است که سبک معماری در محیط‌های روستایی می‌تواند افزایش احساس تعلق و وابستگی به مکان را به‌دنبال داشته باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی است که بخش عمدۀ داده‌های آن ازطریق تنظیم پرسشنامه بین 175 خانوار روستایی در دهستان کاردۀ شهرستان مشهد جمع‌آوری شده‌است. به‌منظور تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش‌های تی ‌تک‌نمونه‌ای، رگرسیون و معادلات ساختاری (Smart PLS) استفاده شده‌است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که عوامل مختلفی، ازجمله: اقلیمی، زیبایی‌شناسی، امنیت و... بر تعلق مکانی اثرگذار بوده‌است که براساس مدل مربعات ساختاری، مشخص شد که متغیرهای آسایش اقلیمی با ضریب اثر 57/21، ایمنی و امنیت 81/13، سازگار و انطباق 51/4 و زیبایی‌شناختی با ضریب اثر 67/3 به‌ترتیب بیشترین اثر را از بین عوامل مختلف بر افزایش احساس تعلق مکانی روستائیان داشته و متغیرهای اجزای تشکیل‌دهندۀ بنا، اعتقادات و عقاید، معماری و ساخت درونی، نیازهای انسانی و کیفیت مسکن کمترین اثرگذاری را بر احساس تعلق مکانی گذاشته‌اند.