پیشینۀ بُعد چهارم پیشاز فلسفۀ صدرایی
نویسندگان
1 استادیار فلسفهی اسلامی و حکمت معاصر، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
doi
10.22067/epk.2023.80971.1213چکیده
گرچه بعد چهارم از مسائلی است که مرزهای فلسفه را درنوردیده و امروزه یکی از دغدغههای اصلی فیزیکدانها است، بااینهمه پیشینه و تاریخچۀ دقیق آن هنوز در هالهای از ابهام است. بنابراین، باید بررسی شود بعد چهارم در بستر کدامین دشوارههای فلسفی در جهان اسلام شکل گرفت و سپس، چه تطوری یافت. خواهیم دید در جامعۀ فلسفی کشور ما آن را تا ملاصدرا ریشهیابی کردهاند؛ ولی نشان خواهیم داد در جهان اسلام پیشاز صدرا عبارتهای کاملاً صریحی در آثار خواجه نصیر طوسی و کسانی چون ابنکمّونه، قطبالدین شیرازی، میرک بخاری، قوشچی، میرداماد و... وجود دارد.در فلسفۀ غرب نیز بعد چهارم را با تکلف در آرای برخی از اندیشمندان غربی در سدههای میانه، مانند آنسلم، ریشهیابی کردهاند؛ ولی برخی از اندیشمندان غربی بهدرستی نشان دادهاند که هیچ عبارت صریحی دراینباره در آثار آنها وجود ندارد.کوتاه اینکه، در این مقاله به روش تاریخی دیدگاههای اندیشمندان یادشده را گردآوری کرده و به تحلیل عقلی آنها خواهیم پرداخت. در پایان بهمناسبت، به پیشینۀ بعد چهار کاهشی نزد ابنعرفه نیز اشاره خواهیم کرد.