رهیافت تطبیقی بر قاعده‌ی الواحد از منظر آخوند خراسانی و علامه طباطبایی(ره)

نویسندگان

1 دکترای مبانی نظری اسلام و استادیار (غیر هیات علمی) موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) و استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم

2 دانشجوی دکتری پیام نور تهران جنوب رشته فلسفه و کلام اسلامی طلبه سطح 3 حوزه علمیه فیضیه قم

doi
10.22067/epk.2023.78244.1161
چکیده

 در این نوشتار کوشش شده تا با باز خوانی آرای دو اندیشمند بزرگ (آخوند خراسانی و علامه طباطبایی) درباره­ی قاعده­ی الواحد، علاوه بر تبیین تفاوت دیدگاه­های ایشان پیرامون این قاعده­، اشکالات این دو نظر نیز مشخص گردد.نگارنده بر این باور است که دیدگاه­های هر دو اندیشمند با وجود نقاط قوت قابل توجه، قابل نقض است؛ نظیر مبنای آخوند که این قاعده را در تمام علل جاری می­داند و در علوم حقیقی و اعتباری مورد استفاده قرار می­دهد، بخلاف علامه که شمول قاعده را در علل فاعلی اعم از هستی‌بخش و طبیعی می­داند. در این پژوهش به این نتیجه دست­یافته شده که باتوجه به مبانی فکری این دو نفر در اصول فقه و فلسفه و با نظر به این امر که تبیین دقیق این قاعده در فلسفه است باید گفت قاعده الواحد مخصوص علت­های هستی بخش است که تنها یک سنخ از کمال را دارا می­­باشند (سوای موجودی که در عین بساطت کامل و وحدت، واجد همه کمالات باشد). شایان ذکر است که قاعده مزبور اختصاصی به واحد شخصی ندارد؛ بنابراین استفاده از این قاعده در مواردی نظیر بحث صحیح و اعم و یا بحث از واجب تخییری در اصول فقه و همچنین فلسفه که در آن­ها مباحث فوق جاری نیست جایگاهی ندارد.