نقد نشانه ـ معناشناختی داستان شیخ صنعان در منطق‌‌الطیر عطار (با تکیه بر نظام‌‌های گفتمانی)

نویسندگان

1 دانشجوی دوره دکتری دانشگاه علّامۀ طباطبائی

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علّامۀ طباطبائی

doi
10.22059/jlcr.2017.219440.588
چکیده

در نقد نشانه ـ معناشناختی، وارونۀ نشانه‌‌شناسی ساخت‌گرا، نشانه‌‌ها فرصت نشانه‌‌پذیری می‌‌یابند و از نشانه‌های معمول، به نشانه‌‌های نو تبدیل می‌‌شوند. گرمس با ایجاد نظام‌‌های گفتمانی منسجم، زمینه‌‌ای فراهم ساخت که با کاربست آن، روایات را تحلیل کنیم و دریابیم که در وضعیت اولیۀ حکایت، معنا نقصانی دارد که وجود نظام‌های گفتمانی سبب می‌‌شود معنای ناقص، سیر تکاملی داشته باشد و در وضعیت ثانویه، به معنایی استعلایی در پایان داستان تبدیل شود. داستان شیخ صنعان، در آغاز با نقصان وضعیت مواجه است و شیخ به سبب خوابی که می‌‌بیند، کنشی می‌‌آفریند و در ادامه، برخی از نظام‌‌های گفتمانی، قابلیت بروز می‌‌یابند. در این مقاله، با بهره‌‌گیری از تحلیل و نقد محتوا کوشیده‌ شده بیان شود که عطار بر آن است با استفاده از برنامه‌‌ای ازپیش‌تعیین‌شده، وضعیت نامساعد اولیه را به وضعیتی مساعد در پایان حکایت تبدیل سازد. در بررسی نظام‌‌های گفتمانی، نخستین نظام گفتمانی (هوشمند)، گفتمان غالب است؛ بدین معنا که راوی با بهره‌گیری از کنش‌‌های نظام‌‌مند، سیر تکاملی معنا را در پیش می‌‌گیرد. پس از گفتمان هوشمند، دو گونۀ تنشی ـ عاطفی و مشیت الهی در خلال داستان ایجاد می‌‌شوند که به ترتیب در رتبه‌‌های دوم و سوم جای می‌‌گیرند.