اخلاق فلسفی و اخلاق توحیدی از منظر علامه طباطبایی بازخوانیِ مبانی و آثار تربیتی

نویسندگان

1 استادیار و عضو هیأت علمی گروه الهیات (فلسفه) دانشگاه گنبدکاووس، گنبدکاووس، ایران

2 استادیار و عضو هیأت علمی الهیات (علوم قرآن و حدیث)، دانشگاه گنبد کاووس، گنبدکاووس، ایران

doi
10.22067/epk.2023.82190.1241
چکیده

مسئلۀ اصلی این پژوهش مطالعۀ تطبیقی میان اخلاق فلسفی و اخلاق توحیدی با مطالعۀ موردی دیدگاه‌های علامه‌ طباطبایی است. یافته‌های این پژوهش ـ که به شیوۀ کتابخانه‌ای در جمع‌آوری اطلاعات و تحلیل و توصیف عقلانی داده‌ها به نگارش در آمده ـ عبارت است از اینکه مبنای اخلاق فلسفی بر انسان‌نگری صرف‌نظر از مباحث هستی‌شناختی و صرف‌نظر از رابطۀ انسان با نظام وجود و خداوند است و کلیدی‌ترین مفهوم در این اخلاق، اعتدال است؛ درحالی‌که مبنا در اخلاق توحیدی رابطۀ انسان با نظام وجود و به‌ویژه با خداوند است. اساسی‌ترین مفهوم در این اخلاق، توحید اطلاقی است. به این معنا که وجود خداوند از چنان اطلاقی برخوردار است که جایی برای غیر باقی نمی‌گذارد؛ بنابراین، زمینه‌ای برای شکل‌گیری رذایل اخلاقی وجود ندارد و شخص موحد با رسیدن به این درجه از معرفت توحیدی، به همۀ فضایل اخلاقی آراسته می‌شود؛ بدون اینکه میان حدوث فضایل تقدم و تأخری وجود داشته باشد.