تحلیل حِکْمی نقش قوۀ واهمه و متخیله در «تزیین شیطان»
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی گروه فلسفه جامعه المصطفی العالمیه
doi
10.22067/epk.2023.80806.1208چکیده
تزیین و زیباآراییِ یک رفتار باطل و کنش نادرست و جذاب جلوه دادن آن در ذهن و دیدۀ انسان یکی از راهکارهای شیطان برای فریب و گمراهی اوست. پرسش بنیادین آن است که چه اتفاقی در دستگاه ادراکی و شناختی انسان رخ میدهد تا کاری نازیبا و زشت در نفس انسان زیبا و جذاب و درست جلوه کند؟پاسخ به این پرسش را باید در تهییج قوای باطنی انسان و تحریک عواطف کور او توسط شیطان جستوجو کرد. نقش دو قوۀ «واهمه» و «متخیله» که یکی کاردکرد ادراکی و دیگری کارکرد تصرف دارد، برجسته و شایان توجه است. قوۀ واهمه بهعنوان سلطان قوای حیوانی با تسخیر قوۀ متصرفه نقش اصلی جلوهپردازی و زیبانمایی وجذابیتسازی باطل را بر عهده دارد. شیطان بهعنوان دشمن بیرونی از هفت شیوه برای فریب و اغوای انسان بهره میبرد که در همۀ آنها از دو قوۀ واهمه و متخیله سوءاستفاده میشود؛ این هفت روش عبارتاند از: نگاه استقلالی به اسباب ظاهری، به هیجان درآوردن عواطف و احساسات، تحریک حس لذتجویی و شهوت انسان، توجیهگری و محملتراشی برای کارناشایست، اختلال در دستگاه شناختی با سفسطه و مغالطه، بهره بردن از خلأها و کمبودهای روانی، سهل جلوه دادن باطل و ناچیزانگاری آن. این شیوهها توسط دشمن بیرونی در جنگ شناختی نیز به کارگرفته میشود.در این پژوهش با روشی تحلیل ـ عقلی نقش دو قوۀ واهمه و متخیله در فرایند تزیین شیطان کاویده شده و نمونههای قرآنی آن تحلیل گردیده است.