ادلۀ اثبات عدمتناهی واجبتعالی و تلازم آن با وحدت شخصی وجود (براساس نگاه صدرایی)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حکمت متعالیه، دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد
3 استاد دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22067/epk.2021.43183.0چکیده
یکی از مفاهیم جاری در بیان فلاسفه و مورد استفاده در الهیات بهمعنای اعم و اخص و طبیعیات، مفهوم نامتناهی است که انواع گوناگونی دارد. در این میان، معنای قابل اطلاق به واجبتعالی، نامتناهی شدّی است که باید تفسیر صحیحی از آن ارائه شود. مراد از نامتناهی شدّی، وسعت و شدّت در وجود است. این تفسیر مبتنی بر مبانی خاصّ فلسفۀ صدرایی چون اصالت وجود، تشکیک خاصالخاصّی، علیّت بهمعنای تشأن و بسیط الحقیقه است. نامتناهی بودن خداوند دلایل متعددی دارد که مهمترین ثمرۀ آن، اثبات وحدت شخصی وجود است. از وحدت شخصی وجود، به دست میآید که میان این دو تلازم است؛ یعنی از هریک میتوان دیگری را نتیجه گرفت و تمام دلایل مثبِت هریک، مُثبِت دیگری نیز خواهد بود.