واکاوی پیدایش عالم از نگاه هاوکینگ بر اساس مبانی ملاصدرا

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری˛ گروه الهیات˛ واحد نجف آباد˛ دانشگاه آزاد اسلامی˛ نجف آباد، ایران

2 استادیار گروه الهیات˛ واحد نجف آباد˛ دانشگاه آزاد اسلامی˛ نجف آباد، ایران

3 استادیار گروه الهیات، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران

doi
10.22067/epk.2022.76379.1115
چکیده

مسئلۀ آفرینش و خلقت عالم هستی یکی از چالش‌‌های فلاسفه، متکلمان و دانشمندان فیزیک در همۀ اعصار بوده است. هدف این پژوهش که به شیوۀ توصیفی – تحلیلی تنظیم شده، بررسی دیدگاه هاوکینگ دربارۀ پیدایش جهان هستی با دیدگاه ملاصدرا بر اساس آموزه‌های حکمت متعالیه است. در این مقاله ضمن بررسی این دو دیدگاه دربارۀ خلقت عالم هستی، به مقایس مبانی معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی ملاصدرا و نظریۀ هاوکینگ در چگونگی آفرینش نیز پرداخته شده است تا در سایۀ آن، وجوه اشتراک و اختلاف آراء و تفوق یکی بر دیگری معلوم شود. در این مقاله روشن می‌گردد که مفاهیم «هیچ» و «خلأ» در نظریۀ هاوکینگ دربارۀ خلقت جهان، با مفهوم خلأ در حکمت متعالیه بسیار متفاوت است و به‌معنای نیستی محض نیست. همچنین، ملاصدرا با التفات به آموزه‌‌های دینی و براساس مبانی عقلی خویش، همچون اصالت وجود‌‌‌ و حرکت جوهری، ضمن پذیرش خلق‌ از عدم، به اثبات عقلانی حدوث زمانی عالم (به‌معنای خاص) می‌پردازد. به‌اعتقاد ایشان، فیض الهی چنان مستمر و غیرمنفک از خداوند است که تصور آغازی برای خلقت در زمان حقیقی یا زمان موهوم رفع می‌‌شود.